كنيم و بتوانيم شباهتى از آن حكومت را داشته باشيم بايد اين قرآن را محور كل افكار و علوم خود قرار دهيم .
جمهورى اسلامى ايران كه جمهورى بر مبناى انقلاب سياسى اسلامى تشكيل داد بايد كه انقلاب قرآنى را هم به عنوان تكامل انجام دهد . انقلاب قرآنى اصل و محور و اساس ، و انقلاب سياسى فرع آن است . حتى اگر انقلاب سياسى بر مبناى صحيح قرآنى باشد جنجالها و اختلافات جناحها در كار نخواهد بود . « و لا يَزالُونَ مُختَلفينَ الَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ و لِذلِكَ خلقَهُم » ( هود / 118 ) كه علت نهايى خلقت ، رحمت و وحدت ربانى است ، اگر شما اختلافات را پايان دهيد . اين وحدت محال نيست ، اگر حوزههاى علوم دينى مجهز و معتصم به معارف قرآنى بودند و پاسخ سؤالات و شبهات را مىدادند اين طور ابتلائات و اشكالات حاصل نمىشد . ولى متأسفانه با انفصال از مكتب قرآن و توسل به مكتب انفصالى با يادگيرى مطالبى قشرى و بشرى ، در تاريخ افكار و اقوال انسانهايى مثل خود سير مىكنند و روشن است كه نمىتوانند پاسخ سؤالات جديد را بازگو كنند .
زيرا گذشتگان نيز همانند ما هرگز مطلق نبودهاند .
به عنوان تكرار نهايى مىگوييم كه تنها قرآن است كه توانايى حل اختلاف در اقوال و معضلات و خواباندن سرهاى پرمدعا و زبانهاى پرصدا را دارد و به هيچ وجه عقول بشر اعم از آراء و اقوال ديروز و انديشههاى امروزى كليد موفقيت و نجات نخواهند بود .
در پايان از تمامى متفكران و كارشناسان دينى و اسلامى مىخواهيم كه نظراتشان را در نفى و اثبات مطالب دينى بر مبناى قرآن استوار نمايند و به وسيلهى قرآن بدون و كم و زياد كردن و تحميل افكارى ديگر بر آن ثابت قدم باشند ، تا اعتصام به حبلاللَّه تحقق پذيرد و عصمت و وحدت دينى بر مبناى استوار قرآنى تحقق يابد و به دنبال پيامآورى پيامبر بزرگ اسلام صلى الله عليه و آله پيامرسان هميشگى قرآن رسولاللَّه و رسول قرآنى باشند .
نه آن كه پيشفرضهايى بر قرآن تحميل كنند و يا به دور از قرآن تحميلهايى بر شرع مقدّس اسلام نمايند كه در اين جمعيت نابسامان مسلمان ، نابسامانىهاى ديگرى نيز
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 410
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٤١٠