تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
مجبور به اطاعت كرده باشد . خدا به وسيله‌ى ارسال شريعت به سوى مكلفان ، فقط عقل آنان را هدايت مىكند . نيروى عقل پس از درك راه صحيح ، حكم مىكند كه در آن گام بردارد ، زيرا عقل بعد از اعتقاد سه نوع حكم مىتواند داشته باشد : 1 - عقل بين عقلا بماهم عقلا كه حكم مىكند فقط در حوزه‌ى علوم بشرى نظر دهد و در شريعت حقّ دخالت ندارد . حتى خداى متعال ، پيامبر را با اين‌كه عاقل‌ترين انسان‌هاست ، در احكامش شريك نمىگرداند : « و لا يشرك فى حكمه أحداً » ( كهف / 26 ) و اگر پيامبر بخواهد به جاى خدا حكمى جعل كند يا سخنى از خود را به خدا نسبت دهد ، خداى متعال رسالتش را قطع خواهد كرد : « ولو تَقَوَّلَ علينا بعضَ الاقاويلِ لأخذنا منه باليمين . . » ( حاقه / 44 ) كه توضيحش گذشت . 2 - حكم عقل در فهم كلّى و ادلّه‌ى احكام و چگونگى انجامشان تا حدودى احاطه دارد . اين‌كه بفهمد چگونه نماز بخواند ، روزه بگيرد ، احكام اين مسايل را بفهمد ، درك كند ، بپذيرد و اجرا كند . 3 - عقل در فهم جزيى و يافتن علّت احكام اصلًا نمىتواند حكمى صادر كند ، چون احاطه‌اى به علّت جعل احكام ندارد ، مگر آن‌كه خود متن قرآن حكمتى بيان كرده باشد . مثلًا عقل نمىتواند بفهمد چرا نماز صبح دو ركعت است ؟ چرا مجازات دزدى ، قتل و . . چنين است ؟ . اگر عده‌اى بر اساس تفكرات خود بگويند در بيان احكام سياست گام به گام از سوى وحى و قرآن اتخاذ شده و مثلًا روند روبه رشد داشته است ، بنابراين‌پس از وحى نيز مىتوان رشد بيشترى براى سير آن احكام قايل شد ، مانند مثالى كه زده شده - مثلًا - اگر صاحب كارخانه‌اى ماهيانه هزارتومان به كارگرى مزد مىدهد و سال بعد دو هزار تومان و سال بعد سه هزار تومان و مثلًا بعد از ده سال با تعيين ماهيانه ده هزار تومان ، صاحب كارخانه فوت كند ، فرزندان او دو تفسير مىتوانند داشته باشند ، يك دسته بگويند آخرين امضاى پدر در تعيين حقوق كارگران ملاك است و ديگران بگويند راه پدر در افزايش حقوق ملاك است و هر سال هزار تومان به حقوق كارگران بايد اضافه