تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
تجربه كنيد . لكن پيشاپيش ، قانون شرع مانع است . نقش عقل در به‌كارگيرى آن براى فهم آيات و احكام و كشف مراد الهى ، درست است . اما نقش آن به‌عنوان تحميل دانسته‌هاى عقلى بر آيات به‌هيچ‌وجه پذيرفته نيست . در ارتباط با عقل در طول تاريخ و حتى اكنون دو جريان افراطى و تفريطى ديده مىشود : عده‌اى هيچ ارزشى براى عقل قايل نيستند و حتى در علوم محض بشرى مثل صنعت و تكنولوژى ، اجازه‌ى پيشرفت به آن نمىدهند . عده‌اى نيز عقل را محور تمامى زمينه‌ها مىدانند تا جايى كه بتواند حكم جديدى وضع كند يا بعض احكام خدا را به تعطيل بكشاند ! اين عده نيز ، هم در ميان عقل‌گرايان و تجدّدگرايان و هم در ميان سنّت‌گرايان ديده مىشوند . با اين‌كه برخى عقل‌گرايان مىگويند : در حوزه‌ى معارف سنّتى توجّهى به عقل و علوم بشرى نمىشود ، اما در فقه سنّتى يكى از ادّله‌ى اربعة براى استنباط فقهشان ، عقل خودشان است و طبق قاعده‌اى كه مىگويند : « كُلّما حَكَم به الشرع ، حكم به العقل و كلّما حكم به العقل ، حكم به الشرع » عمل مىكنند غافل از اين‌كه اين هر دو « كلما » اشكالاتى پديد مىآورد و اگر « بعضما » بود ، صحيح بود ؛ چون الف و لام بر سر « الشرع و العقل » دلالت بر استغراق جنس دارد ، در حالى كه عقل ، بسيارى از احكام شرع را هضم و درك نمىكند ، و چه بسا عقل احكامى را صحيح بشناسد و شرع نپذيرد . در « كلما حكم به العقل حكم به الشرع » عقل را حكم‌كننده دانسته‌اند ، درحالىكه در ارتباط با وحى ، عقل حكم كننده نيست ، بلكه تنها كاشف و فهمنده‌ى احكام شرعى است . هر دو « كلما » نمايانگر مطلق بودن عقل حتى بدون وحى است ، در حالى كه عقل تنها به شرط اتصال به وحى ، مطلق و عارى از خطا مىباشد . حتى عقل پيامبر كه بالاترين عقل‌هاست ، بدون وحى مطلق نخواهد بود : « ما ينطق عن الهوى . ان هو الا وحىٌ يوحى » ائمه‌ى معصومين عليهم السلام نيز كه بهترين مجريان احكام الهى و بهترين روات حديث از رسول گرامى صلى الله عليه و آله هستند ، به علت اتصال مطلق عقلى و عملى آن‌ها به وحى الهى است و بقيه‌ى حاكمان و راويان حديث ، چون مطلق و عارى از خطا نيستند ، اطمينان كمترى دارند . ادلّه‌ى عقلى فقهاء در اجماع و ضرورت و اطباق و . . . اگر براى جعل حكم باشد ،