تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
قرآن مىفرمايد : « الفتنةُ اكبرُ مِنَ القتل و لا يزالُونَ يُقاتِلُونَكُم حَتَّى يَرُدُّكُم عَنْ دينِكُم إِنِ اسْتَطاعُوا » ( بقره / 217 ) اين فتنه از كشتار بزرگ‌تر است و آنان پيوسته با شما كشتار مىكنند تا اگر بتوانند شما را از دينتان برگردانند . آزادى در ارتداد تا جايى است كه به ارتداد ديگران كمك نكند . تا اين مرحله به هيچ وجه حكم اعدام نداريم . اما اگر در گمراهى ديگران بكوشد ، چاره‌اى جز جلوگيرى از فعاليت او نداريم . اينجا نيز روشى در شرع نهاده شده است كه قيدى به زمان خاص ندارد و مصاديق آن تا ابد شامل حكم‌اند . اگر بگوييد شايد روش بهترى براى جلوگيرى باشد بگوييد تبعيد يا زندانى يا آزادى اوست ؟ ! البته اگر هدايت شدنى باشد حكم نيز خود به خود لغو است . اگر راهنمايى و ارشاد اوليه‌ى او منجر به توبه‌ى وى شود ، حكم جارى نمىشود كه البته اگر عمل وى تا سه بار تكرار شود ، معلوم مىشود قصد وى از توبه رهايى از اعدام است و لذا در سومين بار ارتداد آگاهانه و عالمانه راه توبه نيز بر او بسته است و حكم مفسد فى الارض پيدا مىكند . اگر آزادى در فتنه‌ى عقيدتى ، كه بالاترين نواميس شرعى است جايز باشد در فتنه‌ى تجاوز به جان و مال و حيثيت ديگران نيز آزادى جايز خواهد بود . در فطرت‌هاى پنجگانه‌ى دين ، عقل ، جان ، مال و آبرو ( حيثيت ) سه حالت داريم : 1 - كارهايى كه باعث تضعيف يا نابودى اين‌هاست ، حرام قطعى است . 2 - كارهايى كه باعث ركود و ماندن اين‌ها در يك حالت ثابت است ، نه پيشرفت مىدهد نه كاستى در پى آن است . اين حالت نيز حرام است . 3 - كارهايى كه باعث تقويت و قدرت دين و عقل و جان و مال و ناموس مىشود ، واجب است . حتى دين اسلام امر به اين دارد : « سابِقُوا الى مغفرةٍ من ربكم » « فاستبقوا الخيرات . . . » در استفاده از كل استعدادها و توانايىها در امور بشرى و اجراى قوانين‌براى پيشرفت و صعود ، آزادى و تلاش پسنديده است و رابطه‌ى وحى در اين صورت ، پايندگى و پويندگى عقل است . اما در صورت تضعيف يا ركود نواميس در هر حالتى ، وحى مانع اجراى يكسرى انديشه‌هاست . گرچه شما آزاديد همان انديشه‌هاى مخرب را