تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨

49 رابطه وحى و عقل آزادانديش

دكتر شبسترى : امروز در تفكر مغرب زمين ، انسان وقتى آزاد تلقى مىشود كه بتواند كاملًا آزاد بينديشد ، متألهان مسيحى نيز با اين مسأله مواجهند كه اگر معناى آزادى انسان مطلقاً آزادانديشى اوست چنين عقل مطلق آزادانديشى چه نسبتى مىتواند با وحى پيدا كند ، با فرض اين كه وحى خود را بالاترين و نهايىترين مرجع اقتدار معنوى مىداند و از انسان تبعيت و ايمان مىطلبد . اين دو مسأله چگونه با هم جمع مىشوند ؟ [ هرمنوتيك / 17 ] آيةاللَّه صادقى : به‌طور كلى آزادى و آزادانديشى به تنهايى معناى درستى نمىدهد . آزادى از چه و آزادانديشى در چه ؟ چنان‌كه بيان شد ، خداى متعال بشر را در امور مربوط به خودش آزاد گذاشته تا در آن‌ها به‌طور صحيح فكر كند و پيشرفت كند ، اما در احكامى كه پروردگار حكيم ، بيان فرموده بشر آزادى عملى در مورد تغيير آن‌ها را ندارد ، اما با تفكّر در حكمت‌ها و منافع آن احكام شايد به نتايجى برسد . يك عده‌اى در مغرب زمين گفتند آزمايش كنيم كه اگر مثلًا روابط جنسى را آزاد بگذاريم چه مىشود ؟ شايد از عقده‌هاى بشر كاسته شود . با