با مشورتى كامل باشد كه تجديدش ، تحصيل حاصل است ، و خود قاضى در صورت تجديد نظر با برخورد به اشتباه خود ، واجب است حكم را مناسب با حتميت بعدى برمبناى شورا عوض كند و ما مىبينيم كه بسيارى از حكمها با تجديدنظر عوض مىشوند ، پس تجديدنظر نه تنها زيانى ندارد ، بلكه حكم را محكمتر و يا آن را با دليلى روشنتر نقض مىكند .
در مسايل اقتصادى هم مقدارى از مشكلات با كمك اساتيد و فرمولهاى اقتصاد قابل حل است . اما علم اقتصاد براى افزايش اقتصاد سرمايهداران پيشرفت نموده و در اين فرمولها جايى براى رفع اختلافات طبقاتى مشاهده نمىشود . در همهى دنيا اگر رفتارها و كمكهاى انساندوستانه به فقرا مىشود يا طبق موازين شرايع الهى است يا با فطرتهاى دلسوزانهى انسانى است و علم اقتصاد جهانى روز به روز اختلافات طبقاتى را بيشتر مىكند . آيات اقتصادى قرآن ، بيانگر موازين اقتصادى در طول زمان و عرض زمين تا آخر زمان تكليف براى فقرزدايى و رفع اختلافات ظالمانه و غير ظالمانه است .
فكر مىكنند نظام بانكدارى ، اقتصاد جهانى را بهطور كلى درست اداره مىكند .
لكن ربا در بانكهاى جهانى و حتى در بازارهاى اسلامى كاملًا رسوخ كرده است .
عالمان اقتصاد و دستاندركاران اقتصادى بايد بفهمد كه ملاك درآمد در اسلام ارزش كار عملى ، فكرى و در كنارش كار سرمايه است ، نه زيادهخورىها و درصدهاى موجود .
وضع ربا در جهان امروز ، حسابهاى پولى افرادى را افزايش داده و عدهاى ديگر را نابود مىسازد ، كسى كه پول قرض مىكند حتماً براى كار و ايجاد شغل يا ضرورت ديگرى نيازمند است و كسى كه قرض مىدهد ، نيازى به اين مال نداشته كه آن را قرض داده است ، اگر نياز داشت پولش را مصرف مىكرد يا به كار مىانداخت . در اين موارد شخص قرض دهنده مىگويد : چه نفع ببرى چه نبرى ، چه بدون نفع و ضرر باشى و حتى اگر اصل پول بدون تقصير و با وجود كاردانى تو از بين رفت ، من كارى ندارم ؛ ماهيانه چند درصد مشخص بايد بپردازى ! حتى در وامهاى جهانى نيز چنين است . البته به اين
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 389
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٣٨٩