مورد ضرورت مردم بوده و احتكارشان حرام است . حتى اگر به جاى گندم ، نان را توانستند از ماده ديگرى به دست آورند و آن ماده مورد ضرورت مردم شد ، احتكار در آن حرام است . احتكار به معناى اندوختن ضروريات زندگى است . هر چه باشد و از هر كه باشد ، در عرض زمين و طول زمان ، در منابع طبيعى در فقه سنّتى طبق اجماعات و . . .
بهرهبردارى از جنگل و دريا جايز است .
البته استناد به قرآن هم مىكنند كه « هو الذى خلق لكم ما فى الارض جميعاً » ( بقره / 239 ) اما از آنجا كه قرآن را قرآن تبيين مىكند ، بايد به آيات ديگر نيز توجه كنند كه نمىكنند . مانند : « وَ أنْ لَيْسَ لِلْانسانِ الاّ ما سَعى » ( نجم / 39 ) و اين كه براى انسان نيست مگر آنچه سعى و تلاش نموده است .
بر مبناى آيهى اول اگر در كل كشور مثلًا 60 ميليون درخت باشد و 60 ميليون نفر هم جمعيت باشد ، به هر نفر يك درخت مىرسد . چون همه نمىتوانند از اين منبع استفادهى مساوى ببرند ، شوراى متخصّصين حفظ منابع طبيعى از طرف مردم بر اين منابع نظارت مىكنند .
اگر قرار شد مجوّزى براى قطع درختان به فردى صادر شود تنها يك درخت حق اوست ، و بقيه به عنوان منافع عمومى در نظر گرفته مىشود . دولت كه وكيل مردم است اگر زمانى تشخيص دهد مثلًا از بين بردن جنگلها به ضرر مردم است ، باعث خرابى طبيعت و مراتع مىشود ، مىتواند مال عمومى را به نفع عامه حفظ و نگهدارى كند و استفاده از جنگل يا ساير منابع طبيعى را منع كند . چنانكه عموم مردم نيز اگر به اين كار ناراضى باشند ، مىتوانند حق خود را حفظ كنند ، دولت نيز به نمايندگى مردم مىتواند چنين كند يا به شرط بازسازى و كاشت مجدد درختها جنگل را واگذار كند .
يا كسى كه صياد است و به وسيله كشتىِ شخصى خود ، قدرت صيد بسيار بالايى دارد . كار صيد او دو بخش مىشود . مقدارى از صيد به اندازهى احتياج و نياز خود و خانوادهاش ملك خصوصى اوست . بقيه مال و ملك عمومى است ، چند كيلوى مختصرِ مايحتاجش ، سهم خود اوست ، و هزاران كيلوى ديگر سهم عمومى است ، همهى مردم
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 387
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٣٨٧