انسانشناسى اين گروه نيز به گونهاى ديگر است . علوم انسانشناسى ، جامعهشناسى و تاريخ معلوماتى را دربارهى انسان مىدهند كه غير از معلومات فلسفى و كلامى دربارهى انسان است . گروه جواز اين انسان موجود در جامعه و تاريخ را مخاطب خداوند و مكلف به فرمانهاى وى مىداند نه انسان موجود در ذهنهاى فلسفى و كلامى را . واضح است كه اين گروه انتظار نخواهد داشت در كتاب و سنت به « مدلهاى مطلق » دست يابد . خداى او ارزشگذار است و جامعهى انسانى او تحولپذير است .
گروه اول : « عدم جواز » مىگويند : در متون دينى حرمت احتكار به چهار يا پنج كالا اختصاص يافته است . اين اختصاص « مطلق » است و در همهى شرايط اجتماعى و اقتصادى ، فقط احتكار آن چند كالا حرام است . در متون دينى آمده كه هر كس قطعه زمينى از زمينهاى « موات » را احياء كند ، مالك آن مىشود . هر كس مىتواند از جنگل بهرهبردارى كند و نمىتوان با قانون و مقررات آن را محدود كرد . صاحبان اموال مجازند در اموال خود هرگونه مىخواهند تصرف كنند ( غير از تصرفات نامشروع ) و هيچ كس يا مقامى حق ندارد تصرفات مالك را محدود كند .
گروه دوم : « جواز » ، در همهى موارد مذكور ، اقدامها و تأسيسهاى جديد را مجاز مىشمرند . ابدى در اين موارد عبارت است از يك سلسله ارزشهاى عام كه در متون دينى بيان شده و اين غير از تعيين يك شكل است . [ هرمنوتيك / 7 ]
آيةاللَّه صادقى : عقايد هر دو گروه مخالف شريعت ربانى است . گروه اول رنگ تحجّر و انعطافناپذيرى به اسلام زده است . فقه و اصول و فلسفهى اين گروه ، ناتوان در حل مسايل يا خشك و بىروح و مربوط به تاريخ است . زيرا بنيانگذاران چنان افكارى تنها با مسايل زمان خود روبهرو بودهاند . از طرف ديگر به ادلّهى قرآن مجهز نبوده و نيستند . لذا در طول تاريخ هر روزى با بيانى و زبانى سؤالات را توجيه يا تقبيح مىكردهاند . معتقدين به اين گروه ، در حال حاضر نيز بسيار ناتوانتر از گذشتگان خود هستند . زيرا اولًا با سؤالات جديدى روبهرو هستند كه در گذشته مطرح نبوده ، ثانياً علما و رجال سابقِ اين گروه ، با جازميت به حاضرين اجازه نمىدهند از تفكر گذشتگان عدول
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 384
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٣٨٤