تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
قرآن نيز با شوراى فقها و ساير فقهاى قرآنى خارج شورا است تا جلوى حكم خلاف را بگيرند يا از سرپرست شورا توضيح بخواهند . بنابراين هرگونه استبدادى در اين سيستم منتفى است ، زيرا گروه‌هاى مختلفى بركار يكديگر نظارت مىكنند و حتى بر شوراى فقهاى قرآنى نيز ، ساير فقهاى خارج شورا و هركسى از مردم كه به احكام قرآنى آشنايى داشته باشد ، مىتوانند آن‌ها را نقد كنند تا از خطاهاى احتمالى جلوگيرى شود . « 1 » به اين ترتيب تضاد ميان علم و دين هم در بسيارى از موارد منتفى شده و حكومتى علمى شرعى بنا خواهد گشت كه حوزه‌ى علم و دين مشخص شده و حتى قوانين بشرى ، مشروعيت مىگيرند و شرع نيز با پيشرفت علم ، ناكارآمد نمىشود ، بلكه هريك در حوزه‌ى خود ، احكام و قوانينى دارند كه اثبات يكى ، نفى ديگرى نيست . قرآن احكام گويا و ثابت خود را درباره‌ى حكومت به‌طور كامل بيان كرده است . حكومت موروثى هم در قرآن در اختصاص معصومين و حكومت وحيانى است كه احياناً خدا وحى را در خانواده‌اى به صورت موروثى به وديعت نهاده است ، آن هم نه به‌طور هميشگى ؛ چنان‌كه پسر نوح يا فرزندان ساير انبياء بجز تعدادى از آنان به مقام رسالت نرسيدند . « وَ وَرِثَ سُلَيمانُ داودَ وَ قالَ يآ أيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ و أُوتينا مِنْ كُلِّ شَىْءٍ انَّ هذَا لَهُوَ الفضلُ المُبين » ( نمل / 16 ) و سليمان از داود ارث برد و گفت : اى مردم ما سخن پرنده را تعليم يافتيم و از هر چيزى به ما داده شده . اين خود همواره فضيلتى آشكارگر است . در هيچ جاى قرآن ، ارث حكومت مانند ارث مال ، اتوماتيكى نيست . مثلًا امامت كه در بين 12 امام به‌گونه‌ى پدر و فرزندى ادامه يافته است ، مانند ارث مال نيست كه خواه ناخواه ، مال از پدر به فرزندش ارث مىرسد . بلكه خداى حكيم طبق موازين ربانى بر اساس لياقت ، مقرر فرموده چه اشخاصى به ترتيب امام باشند . پس هم انتصاب است
هامش
( 1 ) - البته سيستم حكومت شوراى متخصصان در كشورهايى اجرا شده كه به شكست انجاميده است ، زيرا اولًا انتخابات آنان به اين روش نبود ، ثانياً نظارت بر كار متخصّصان وجود نداشت و آنان به‌راحتى مىتوانستند با توجيه تخصّص خود سوء استفاده نمايند و استبداد ورزند ، اما با روش صحيح شورايى ، اولًاانتخاب افراد شورا توسط آگاهان صورت مىگيرد ، ثانياً متخصّصان هر فنّ بر كار شوراى گروه خود نظارت مىكنند و درنهايت نيز شوراى فقهاى قرآنى ، مشروعيت احكام ساير شوراها را نيز بررسى مىكنند