تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩

46 حاكميت دينى

دكتر شبسترى : « علم فقه به همه‌ى نيازهاى زمان پاسخ مىدهد » . عده‌اى اين جمله را در مقام نفى نقش علوم و معارف انسان براى اداره‌ى جامعه و در مقام معارضه ميان دين و عقل به كار مىبرند . اين گروه توانايىهاى انسان را به منظور اثبات نياز به وحى ، نفى مىكنند و فكر مىكنند تا انسان نفى نشود ، جا براى خدا باز نمىشود و تا عقل نفى نشود ، جا براى وحى باز نمىشود . علم فقه به اين سؤال پاسخ مىدهد كه تأسيس و يا استفاده از فلان نهاد و فلان نظام از نظر حقوق اسلامى جايز يا غيرجايز است . ولى اين كه انسان بايد در صدد ايجاد چه نوع نظام و نهادى برآيد ، مربوط به علم فقه نيست . علم فقه نمىگويد در چه شرايط معينى چه نوع نظام و نهادى را بايد اجرا كرد . قبلًا يادآور مىشويم كه بحث ما در اين مقال درباره‌ى « معاملات و سياسات » فقه اسلامى است و نه ابواب عبادات . در طول بيست و سه سال نبوت و حكومت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ضوابط و قوانين معينى زندگى اجتماعى مسلمين را اداره مىكرد . تحولات اجتماعى پس از پيامبر نشان داد كه لازم است از اين ضوابط و قوانين يك تفسير حقوقى داده شود تا تكليف مسلمانان در برابر حوادث جديدى كه پيش مىآيد ، معلوم شود . اجتهاد فقهى ،