زمان پيامبر قال و قيلى برپا نبود . هر چه بود قرآن بود و بس . فرمايشات پيامبر نيز در حاشيه و موافق قرآن بود . طبق كلام پيامبر صلى الله عليه و آله در حديث شريف مُنى بايستى احاديث و همينطور ساير اقوال ، با قرآن سنجيده شود . براى رسيدن به « مدينه فاضلهى نبوى » بايد در علوم جديد ، متخصصين فن ، موضوعها و راهكارها را تعيين كنند . آن گاه علماى اصيل قرآنى آنها را تطبيق كنند و اگر بخواهند رأيى از شوراى متخصصين را ردّ كنند ، بايستى بگويند كه طبق چه قاعدهاى از احكام اسلامى و چه دليل قرآنى ، حكمى را ردّ كردهاند و نه اينكه مستبدانه بدون بيان دليلى محكم ، نظرات متخصصان را باطل اعلام نمايند . تنها راه اين است كه هم ثبات انديشهها و تداوم خلاقيتها تضمين مىشود ، و هم ضمانت اجرايى بر مبناى تخصص افراد بالا مىرود ، و هم اينكه علوم جديد و دين با احترام متقابل ، قدرت كارسازى فوقالعادهاى خواهند داشت . زيرا دين مخالفتى با پيشرفت بشر در توانايىها و استعدادهايش ندارد ، بلكه حتى اين امور را به خود بشر وانهاده است .
مىتوان و بايد گفت : كل مسايلى را كه خداى متعال با نصّ صريح يا ظاهر پابرجاى قرآن تشريع فرموده ، مربوط به اوست و بشر حق دخالت در آن حوزه را ندارد ، چون يا ادراكش به آن نمىرسد و يا در آنها اختلاف پديد مىآورد . بشر بايد استعدادهاى خود را در امور مربوط به خود مصرف كند تا به نتيجه برسد . بسى افسوس كه بشر در حوزهى مسايل مربوط به خودش ، روز به روز افزون بر ديروز در حال پيشرفت است ، ولى گروهى از شرعمداران با انفصال از قرآن و اتكاء به غير قرآن و جمود بر آن ، روز به روز در نقصانند .
اميد است با اتصال به معارف و احكام خدا در قرآن ، تناقضات دينى و تضادّ علوم و دين را بر طرف سازيم .
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 368
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٣٦٨