بيشمار رواداشتند و عدم اطاعت از احكام جديد قرآنى را ابراز مىكردند . اين قبيل مخالفتهاى تند نشان مىدهد كه احكام قرآنى به نحو چشمگيرى فضاشكن بوده و بههيچ وجه با فرهنگ و محيط ، آداب ، عادات و رسوم و محيط جاهلى تطابق نداشت .
مثلًا اگرچه اعراب همهى اختيارات و اموال را منحصر در پسران و مردان مىدانستند ، اما قرآن ارث را براى دختران معين فرمود ، البته اين بدان معنا نيست كه قرآن تقريباً مراعات عدالت آن جامعه را كرده است ، چراكه اعراب نه تنها كمترين حق مادى براى زنان قايل نبودند ، بلكه حيات و زندگى را نيز برايشان حرام مىدانستند و آنها را زنده بهگور مىكردند ، چنين نيست كه اعراب همه چيز را براى پسران مىدانستند و هيچ چيز را براى دختران ، و قرآن ميانگين حقوق پسر و دختر را معين كرده باشد ، بلكه دختران و زنان نزد اعراب از هيچ هم كمتر بودند و اگر قرآن مىخواست بهطور تقريبى و ميانگين ، فرهنگ و محيط آن روز عربها را رعايت كند ، مىبايست فقط حق حيات زنان و دختران را تأكيد كند ، چراكه ميانگين كشتن دختران و دادن همهى امتيازات به پسران ، حق حيات دختران است ، درحالىكه قرآن علاوه بر بيان حقّ حيات ، حقوق مالى همچون ارث ، نفقه و . . . را نيز براى زنان تشريع فرموده است ، آيا قراردادن اين حقوق مادى براى زنان در آن جامعه نزديك به عدالت بوده است ؟ به نام بحثهاى برون دينى ، قضاوتهاى ناعادلانه دربارهى قرآن مسئوليت سنگينى است كه صاحبان اين نظرات بايستى بيشتر فكر كنند و كمتر قضاوت نمايند و اگر مىخواهيد ديندار و دينمدار باشيد ، بايد مطيع احكام شريعت اسلام شويد ، خداى متعال به كسى حتى به پيامبر صلى الله عليه و آله اجازه نداده است كه به جاى خدا جعل حكم نمايد ، تا چه رسد به ديگران كه با توجيهات مختلف ، احكام دين را ناپايدار مىخوانند .
اگر مىخواهيد مؤمن باشيد ، آيا بايد به حكم خدا عمل كنيد يا به حكم خودتان يا حكم ديگران ؟ اگر خداى متعال اجازه داده است به شكل خاصى ازدواج كنيد يا طلاق دهيد ، آيا مردم مىتوانند به شكل ديگرى عمل كنند و به حكم خدا هم عمل كرده باشند ؟
اگر خدا اجازه داده است كه يك تا چهار زن داشته باشيد ، آيا كسى مىتواند پنج همسر
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 340
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٣٤٠