آيةاللَّه صادقى : به چند طريق مىتوان خواست خدا را فهميد : اول اين كه خواست هر كسى را از روى گفتههاى خود او مىتوان فهميد و خداى متعال نيز خواست خود را در قرآن به تصريح بيان فرموده است .
دوم اين كه شما بگوييد اگر خدا نمىخواست چه مىشد ؟ اگر خداى متعال نمىخواست قرآن به اين تعداد از آيات و به همين ويژگىها باشد و نمىخواست پيامبر صلى الله عليه و آله 63 سال عمر كند ، پس چرا به آنچه مىخواست ، عمل نكرد ؟ آيا خدا قدرت نداشت كه خواستهى خود را تحقّق بخشد ؟ درست است كه تئورى « خدا مىخواست » تبيين پس از واقعه است ، اما در مورد افعال الهى هيچ تئورى ديگرى پذيرفته نيست ، شما در مورد افعال بشرى هر تئورى كه مىخواهيد بپردازيد ، و هر تبيينى كه فكر مىكنيد بهتراست ، قايل شويد ، اما در مورد خدا چه تئورى و تبيينى مىخواهيد ارائه دهيد ؟ خواست خدا را از بيانات محكم و خدشهناپذيرش مىتوان فهميد و كسى كه غير از خواست خدا و بر خلاف كلام خدا تئورىپردازى كند ، يا خدايى كرده يا شاگرد خدايى . « 1 »
اگر شما افعال الهى و بشرى را با هم مقايسه نكنيد ، آنگاه از بنبست تبيين و توجيه بيرون مىآييد ، چراكه خداى متعال جداى از تشريع احكام ، دربارهى علت و هدف از نزول قرآن و بعثت پيامبرش و . . . بهاندازهاى كه لازم بوده بشر بداند ، در قرآن بيان فرموده و اگر علت فعلى از افعال الهى در قرآن بيان نشده باشد ، نمىتوان تبيينى براى آن قايل شد و آنقدر حكمتها در كار خدا نهفته است كه بشر به ذراتى از آن هم نمىرسد ، حتى تبيين رفتار و اعمال بشر هم كار چندان سادهاى نيست . و اصولًا هدف از
هامش
( 1 ) - جناب آقاى سروش شما در اين مقاله خودتان فرموديد : اگر شما بگوييد محال است كه خدا غير از اينكه هست بخواهد آن وقت من به شما خواهم گفت ، شما يا خدايى كردهايد يا شاگرد خدايى ، والّا اين را كه خدا غير از اين بخواهد را از كجا مىشود فهميد . ما نيز به شما عرض مىكنيم آيا اينكه شما گفتيد براى تبيين حوادث نمىشود از تئورى « خداى خواسته » ، « ارادهى خدا چنين بوده » يا « مشيت الهى بوده » استفاده كرد ، لطفاً شما نيز بفرماييد از كجا مىفرماييد در حوادث و وقايع از اين جملات نمىتوان استفاده كرد ؟ آيا شخص شما خدايى كردهايد كه چنين سخن مىرانيد يا شاگرد خدايى ؟ چگونه شده كه شما خدايى مىكنيد و اينگونه با ضرس قاطع « مىتوان ، نمىتوان ، مىشود ، نمىشود ، چاپ مىزنيد و بيرون مىريزيد و اصولًا چگونه به خود اجازه مىدهيد كه نسبت به بالاترين ناموس اسلام كه قرآن كريم است اينگونه جسارت نماييد و كلام محكم الهى را دستخوش حوادث روزگار مادّى قرارش دهيد - حاشا و كلّا . ( خادمالقرآن )