محيطشان منطبق مىشوند . ( با الهام از تئورى داروين ) چطور است كه ما در پديدهى وحى ، سخن از تطابق با محيط بگوييم ، بدين معنا كه مسأله را به اين صورت تبيين كنيم :
« وحى پديدهاى است كه با محيط منطبق مىشود و كاملًا رنگ محيط را به خود مىگيرد . » محيط در اين معنا كه مىگوييم مفهوم اعمى دارد ؛ اعم از آنچه در جامعه عربى آن روز رخ مىدهد ، آنچه در شخصيت پيامبر مىگذرد ، حوادثى كه در طول زندگى پيامبر پيش مىآيد ، زبانى كه در جامعه پيامبر جارى است و چيزهايى از اين قبيل ، اين هم يك طرحى است . [ آفتاب 15 / ص 70 - 69 ]
آيةاللَّه صادقى : اولًا مثالهاى داروينى مربوط به طبيعت و تكوين است و با اينها نمىتوان ثابت كرد كه شريعت هم تابع محيط است . ثانياً ارادهى خداى متعال در تكوين هم لحظهاى قطع نمىشود و اگر خداى متعال آنى نظر خود را در پايدارى جهان عوض كند ، هستى به نيستى بدل مىشود . ثالثاً علم به تغييرات تكوينى و پيشرفت در علوم بشرى از جمله امورى است كه خداى متعال آن را اجازه داده و حتى به آن امر فرموده است ، اما در امر تشريع نه تنها اجازهاى براى تغيير وجود ندارد ، بلكه تغييردهندگان احكام شريعت را لعن و به عذاب وعده داده است . رابعاً بسيارى از تطابقات تكوينى هم تغييرپذير نيستند و اين خود مغالطهاى بيش نيست كه از تغييرات تكوينى در محيطهاى مختلف ، تغييرات تشريعى مطابق با محيطهاى مختلف را نتيجه بگيريد . بهطور كلى قرآن از محيط استفاده كرده نه اين كه از محيط تأثيرپذيرفته باشد ، يكى از معانى تأثيرپذيرى از محيط اين است كه خداى قادر متعال حكمى را اراده فرموده ، ولى مجبور بودهاست تا احكام ديگرى بياورد كه مورد پسند همگانى باشد ، حتى اگر بگويند خدا از اول اراده كرده كه مطابق با محيط حكم بياورد ، باز هم دليل بر موقتى يا تغييرپذيرى احكام در محيطهاى ديگر نيست ، خداى متعال احكام خود را نازل فرمود و بعضى را در قالب موضوعات روز با حكم عام و بعضى را هم بدون موضوع . بررسىهاى تاريخى از قرآن هم نشان مىدهد كه مردم جامعهى آن روز چندان پذيراى احكام قرآنى نبودند و پيامبر را ساحر و مجنون خوانده و بارها نقشهى قتل حضرت را كشيدند ، آزارهاى
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 339
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٣٣٩