نمىگرفت ، بلكه شكل و تركيب قرآن در تمامى زمينههاى فقهى ، فلسفى ، اجتماعى ، عبادى ، سياسى ، و . . . با مشيت و خواست و علم مطلق الهى شكل گرفته و هيچ حكمى از احكامش تغيير و تبديلپذير نيستند . البته در اينجا بهگونهاى ، از امكان تغيير عوارض و موضوعات ، امكان تغيير احكام نتيجه گرفته شده كه خود خلط و مغالطه است . زيرا چنانكه ذكر شد ، گاه خداى متعال در قالب عوارض و موضوعاتى ، احكامى را كه مىخواسته ، نازل فرموده است كه هرقدر هم آن موضوع تغيير كند ، حكم ثابت و پابرجاست و هيچ تحميلى هم بر اسلام نشده است . مثل مسأله كنيز و غلام كه بحث مفصلى دارد ، ولى بهطور خلاصه چنين است : مسلمانان در گذشته با كفار جنگ تدافعى نموده و خواه ناخواه افرادى از كفار اسير مىشدند . بهترين رفتار با اين اسرا چه بود ؟ پنج حالت متصور است كه در صورت تبادل يا قبول غرامت ، اين حالتها نخواهد بود .
چنانكه پيامبر عظيم الشأن اسلام صلى الله عليه و آله در جنگ بدر به شرط تعليم 10 مسلمان ، يك اسير را آزاد مىنمود و در پايان نيز با گرفتن غرامت بقيه را آزاد فرمود . اما در غير اين صورت :
1 - آيا آنها را آزاد كنند تا به كشور خود بازگردند ( بدون غرامت يا خسارت يا تبادل اسرا . ) اين حماقت است و تقويت كفار .
2 - آيا آنها را آزاد كنند - بدون هيچ قيد و شرطى - تا در كشور اسلامى ناامنى ايجاد كنند . اين بدتر است .
3 - آيا آنها را بدون مقدمه بسان كالا بفروشند . اين بر خلاف انسانيت است .
4 - آيا آنها را حتى بدون ايجاد ناامنى ، زندان كنند كه خرج كشور اسلامى بالا رود .
5 - آنها را در پرورشگاههاى اسلامى پرورش مىدهند ، تا اگر خواستند به اختيار خود مسلمان شوند .
در سه حالت اول بحث نمىكنيم ؛ اما در مورد پنجم كه در گذشته بهترين راه براى نگهدارى اسراى جنگى بوده است ، به بررسى مىپردازيم ؛ با تقاضاى هر خانوادهى مسلمانى كه مىتوانست مرد يا زن اسيرى از كفار را در خانوادهى خود نگهدارى كند ،
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 335
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٣٣٥