همهى مصاديق آن تا قيامت مىشود ، مثلًا در همين ماجراى تهمت به عايشه ، حكم حرمت تهمت به زنان پاكدامن بيان شد . درست است كه اين حادثه مختص به زمان پيامبر است و عين همان حادثه هيچگاه تكرار نخواهد شد ، اما آيا مشابه اين حادثه هم تا به حال رخ نداده است ؟ آيا به هيچ زن ديگرى در طول تاريخ تهمت نزدهاند ؟ حكم تهمت به زنان بايستى در قرآن مشخص باشد و اين در قالب موضوع تهمت به عايشه همسر پيامبر بيان شد . تهمت به عايشه ، يكى از موضوعات تهمت به زنان در طول تاريخ است كه حكم آن براى كل موضوعات شموليت دارد و چنين نيست كه حكم تهمت به زنان در زمانهاى بعد به انسانهاى هر زمان محوّل شود . همچنين آزار و اذيّت و توهين به پيامبر حرام است و اين كار را ابولهب در حدّ اعلاى خود انجام داد و قرآن هم سورهاى در مذمت او آورده است . اگر ابولهب نبود و شخص ديگرى ، پيامبر را مىآزرد ، نام همان شخص هم به عنوان آزاردهنده پيامبر مورد مذمت قرار مىگرفت ، ولى اسم اشخاص در تعيين حكم نقشى ندارد ، چراكه اگر عايشه و ابولهب و . . . نبودند ، بازهم خداى متعال احكام مورد نظر خود را با جملاتى ديگر بيان مىفرمود . چنانكه قرآن شريف ، آزاررساندن به پيامبر را در آياتى سبب لعن و عذاب الهى بيان فرموده است : « إنّ الّذين يؤذون اللَّه و رسوله لعنهم اللَّه فى الدنيا و الآخرة . . » ( احزاب / 53 ) « والذّين يؤذون رسول اللَّه لهم عذاب أليم » ( توبه / 61 ) آيا اين آيات هم درباره شخص خاصى است يا همهى كسانى كه پيامبر را آزار دهند ، شامل مىشود ؟ مسلماً همه مصاديق را شامل است و حتى اگر سوره ابولهب در قرآن نبود ، اين آيات بيانگر حكم حرمت پيامبرآزارى بودند و حالا هم اين آيات ، مفسر و توضيح دهنده هم هستند . كسانى كه با قرآن آشنايى ندارند و نمىدانند چه آيهاى كدام آيه را توضيح مىدهد ، نمىتوانند بگويند اگر فلان حادثه نبود ، حكم مربوط به آن هم نازل نمىشد و بايستى درباره قرآن با احتياط بيشترى صحبت كنند كه اگر قرآن را زير سؤال ببرند و حجيت آن را خدشهدار نشان دهند ، جزء مصاديق آزاردهندگان پيامبرند . خداى متعال محتاج بروز حوادث در آن زمان نبوده كه بخواهد مطابق آنها و با تأثيرپذيرى از آن حوادث و موضوعات ، احكامى را نازل كند ، چنانكه
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 332
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٣٣٢