اگر علومى بشرى نتوانستند در اين زمينه ، مطالب روايتى را قطعاً و علمى نقض يا تأييد نمايند ، در پذيرش يا ردّ آن روايت ساكت مىمانيم . پس روايات ، اگر همچون آيات قطعى و ثابت شدند ، بهعنوان عمل به علوم قطعى ، بايستى پذيرفته و انجام شوند .
همانطور كه اگر پزشكان متخصص ، عمل جراحى يا هر نوع مداواى ديگرى را لازم و ضرورى دانستند ، شرع نيز آن را تأييد كرده و بر بيمار به واسطهى نظر كارشناسان ، واجب مىشود آن عمل جراحى را براى حفظ سلامتى خود انجام دهد . همينطور در مباحث مربوط به علوم انسانى مثل اقتصاد ، سياست و . . . تا زمانى كه معارض شرع نباشند ، قابل قبولند . اما اگر شريعت قرآن در اين مسائل هم احكامى داشته باشد كه دارد ، بايستى قرآن مقدم باشد . مثلًا در علم اقتصاد ، اگر راهى پيشنهاد شود كه منجر به رباخوارى گردد ، به هيچوجه مورد تأييد شرع و قابل اجرا نخواهد بود . اما اگر راهى را پيشنهاد كند كه با شرع هيچ تعارضى نداشته باشد ، از باب اجراى نظر كارشناسان ، مىپذيريم .
دكتر سروش : و نيز از عرضيات دينى است جميع پرسشها و داستانهايى كه ذكرشان در قرآن و سنّت رفته است ، از قبيل جنگها ، اعتراضها و نيز ذكر اشخاصى چون ابولهب و همسرش و زيد . پيداست كه همه اينها مىتوانست بهگونه ديگرى باشد . اگر ابولهبى نبود يا بود و مؤمن بود ، سوره مسد هم نبود . سؤال از مسألهاى مربوط به دين و ميراث و پاسخ امام ششم به آن ، كه مستند فقها در مسأله ولايت فقيه است ، از اين جنس است .
قصه پرسشها و پاسخهاى دينى ، اعماق وابعاد ديگرى هم دارد كه در خور كاوش دينشناسانه جدى است . ( آيات 101 و 102 سوره مائده ) حاوى نهى و تحذيرى مهم است :
« اى مؤمنان از چيزهايى پرس و جو نكنيد كه چون بر شما آشكار شود ، شما را اندوهگين كند » صاحب تفسير الميزان معتقد است نهى وارد در اين آيات ناظر به احكام و مسائل فقهى و فرعى است ، نه سؤال از اجل و مجهولات ديگرى . الميزان از تفسير الدرالمنثور مىآورد : « پيامبر صلى الله عليه و آله روزى در باب وجوب حج سخن مىگفتند ، شخصى به نام عكاشه
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 330
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٣٣٠