صحيح را جايگزين مىكند . تصور مشركان و ملحدان در موضوع « خدا نيست » ، بسيار متفاوت است با تصور موحّدان به موضوع « خدا هست » و شما اين دو موضوع را با هم خلط نموده و مغالطه فرمودهايد .
اصولًا تصور در منطق بدون تصديق محال است . مثلًا شما شيئى را به عنوان كتاب تصور مىكنيد كه در اين تصور بايد تصديق كنيد آن شىء كتاب است و اگر بعداً بفهميد آن شىء كتاب نبوده و دفتر بوده ، تصور شما منتقل به تصديق دفتر مىشود . يعنى شما آن شىء را بهعنوان دفتر تصديق كردهايد كه با تصور قبلى شما كاملًا متفاوت است .
وجوب قربانى براى خدا نيز با وجوب قربانى براى بتان متفاوت است . چرا كه اينجا گرچه قربانى واحد است ، لكن اينجا بحث از تصور قربانى نيست ، بلكه تصور مفهوم وجوب قربانى است . اگر وجوب قربانى براى خدا تصور شود ، مسلماً با تصور وجوب قربانى براى بتان بسيار متفاوت است . يعنى آن وجوبى كه براى خداست ، غير از آن وجوبى است كه براى بتان است .
دكتر سروش : اكنون مىافزايم كه تصديقات ( گزارهها ، عبارات ) اسير چنگال تصورات ( مفاهيم ، مفردات ) اند . كدام دليل تجربى و عقلى ، پسينى و پيشينى قائم شده است كه فىالمثل زبان عربى غنىترين واژگان و رساترين تصويرها و تعبيرها را براى افاده عالىترين مفاهيم در اختيار گوينده مىگذارد ؟
اين عرضىها هرچه ظريفتر كار دينشناس به همان نسبت مقدستر و تقدسزداتر .
عرضيات همه نقش مضاعف پرده و پنجره را دارند و همان قدر كه حاجب ذاتاند ، كاشف آناند و بودنشان به قدر نبودنشان واجب است و جز اينكه از عرضى در عرضى بگريزيم ، گريزى نداريم .
آية اللَّه صادقى : هر زبانى كه پديد آمده است ، براى انتقال معانى و مفاهيم بوده وانسانها براى برقرارى ارتباطات و تبادل اطلاعات از زبان و قدرت تكلم يارى گرفتهاند .
ديگر چه تنگنا و فراخنايى هست كه انتقال مفاهيم را دشوار كند ؟ آرى ! بعضى زبانها
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 326
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٣٢٦