كه از هر لغتى كه مىخواهد استفاده كند . درحقيقت خداى متعال افادهى معنا مىكند ، نه استفاده از لغت و آن معنايى كه در آن لغت هست ، و اين دليل بر تطابق با محيط هم نيست . چرا كه مهم معانى و مفاهيم هستند ، نه لغات و اينكه شما در بيانيه خودتان فرمودهايد كه تعداد لغات غير عربى در قرآن كريم بيش از دويست لغت است عرض مىكنيم اين مطلب هرگز درست نيست ، و چنانچه شما به قرآن كريم مراجعه فرماييد خواهد فهميد كه تعداد لغات غير عَرَبِىِ - « مُعَرَّبْ » حتّى به تعداد انگشتان دستتان هم نيست ، كه غالباً مُعَرَّب - از عبرانى يا سريانى مىباشد و كمى هم معرب از فارسى است مانند - جُناح - كه مىگويند گناه بوده و ما احتمال مىدهيم كه حتى اين لغت هم فارسى نيست ، زيرا جُناح از جَنَحَ به معناى پرواز كرد است ، و در اينجا به معناى پرواز از حكم الهى به سوى ديگر است ، و نيز لفظ ابراهيم كه آبراهام بوده و موسى كه موشه بوده و مسيح كه موشيح بوده و در قرآن كريم مُعَرَّب شده است .
دكتر سروش : دين بيش از اينكه مفهوم تازه خلق كند و تصورات تازه بيافريند ، تصديقات و تشريعات تازه مىآورد و نسبتهاى تازه ميان مفاهيم كهن مىافكند . خدا نيست را بدل به خدا هست مىكند ، وجوب قربانى براى خدا را به جاى قربانى به جاى بتان مىنشاند ، مؤنث بودن فرشتگان را انكار مىكند ، به تعبير ديگر هر دينى ( و در اينجا ) دين اسلام يك دستگاه واژگانى ويژه معرفى مىكند كه برگرفته از زبان و فرهنگ قوم است ، اما ميان اعضايش نسبتهاى تازه افتاده .
محورىترين مفهوم در دستگاه واژگانى اسلام ، اللَّه است و با عطف و ارجاع به اين محور است كه بقيه واژهها جايگاه خود را پيدا مىكنند ، چون شكر ، صبر .
آيةاللَّه صادقى : شريعت ربانى تصورات و تصديقات غلط را بر طرف مىسازد و به جاى آنها تصورات و تصديقات صحيح مىآورد . و نيز تصورات و تصديقات ناقص را تكامل بخشيده و خود اين تكامل بخشيدن از ناحيه حضرت حق ، تصديق جديدى محسوب مىشود . عقيدهى « خدا نيست » علاوه بر تصديق غلط ، داراى تصور غلط نيز هست كه عقيدهى « خدا هست » تصور و تصديق غلط را زائل و تصور و تصديق حقيقى و
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 325
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٣٢٥