تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
است و در عربستان گرم و سوزان ، نگه‌دارى زنبور عسل چندان رايج نبوده و چه‌بسا بسيارى از اعراب با آن آشنايى هم نداشتند . يا گياهانى مانند زيتون كه در عربستان اصلًا كاشته نمىشود . بنابراين بردن نام شتر دليل بر تطابق با محيط نيست ، زيرا اولًا گياهان و حيوانات ديگرى هم كه در محيط آن روز چندان محورى نبوده ، در قرآن ذكر شده است و اعراب با ساير گياهان ، حيوانات اهلى و وحشى هم آشنايى داشته‌اند و شتر حيوان اصلى اعراب هم نبوده ، مثلًا اسب ، الاغ ، گوسفند ، گاو و . . . هم نزد آنان مهم بوده است . ثانياً شما در كل حيوانات اهلى و حتى وحشى نگاه كنيد ، شتر حيوان عظيم‌الجثه و اهلى ، با كارآيى كاملًا متفاوت ، داراى استقامت در بيابان‌ها و قيافه منحصر به فرد ، واقعاً انسان را به حيرت و تفكر وامىدارد . گرچه ساير حيوانات و مخلوقات نيز چنين‌اند ، اما بردن نام شتر اولًا دليل بر تطابق با محيط نيست ، بلكه دليل بر استفاده از محيط براى تنبه و تحذير است ، چنان‌كه براى تذكر به حيوانات و گياهانى هم تصريح شده است كه در محيط آن روز رايج نبوده‌اند . ثانياً عجايب شتر اگر از ساير حيوانات بيشتر نباشد ، لكن ويژگىهايى دارد كه در هيچ حيوان ديگرى يافت نمىشود . خداى متعال محتاج و محدود به زبان يا آوردن مثال‌هايى خاص يا الفاظ و لغات ( اعم از عربى و غير عربى ) نيست و هرلغت و مثالى كه استفاده كرده است ، دليل بر تحميل فرهنگ بر وحى و تأثيرپذيرى از مناسبات و داد و ستدها نيست ، اگر بگوييد كه لغات غيرعربى در قرآن ، همان لغاتى است كه جامعه‌ى آن روز با آن آشنايى داشته ، پس وحى با شرايط محيط خود تطابق نموده ، بايد گفت : اولًا شما از كجا مىدانيد همه‌ى اين لغات در ميان اعراب آن روز جارى بودند ؟ و اگر هم قراينى بياوريد ، اين قراين مربوط به تاريخ و نقل قول از كسانى است كه صحت و سقم آن‌ها اطمينان بخش نيست . ثانياً بالفرض كه لغات عجمى قرآن از جاى ديگر نيامده باشد ، لكن خداى متعال خالق انسان و زبان تكلمى انسان‌هاست : « خلق الانسان . علّمه البيان » ( رحمن / 2 ، 3 ) خلق انسان و خلق قدرت - يادگيرى در انسان و تعليم زبان به آدم ، همگى از جانب حضرت حق سبحانه و تعالى است و لذا خداى متعال براى افاده‌ى معانى مورد نظر خود ولايت داشته و دارد
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 324 | الشيخ محمد الصادقي الطهراني