خيمهها ساكن مىبيند « حورٌ مقصورات فى الخيام » و اينكه به ناظران توصيه مىكند تا به شتر و خلقت آن بنگرند « افلا ينظرون الى الابل كيف خلقت » . همه نشان مىدهد كه چگونه رنگ و بوى ذوق و عادت و محيط عربى ، هسته مركزى انديشه اسلامى را چون قشرى ستبر فراگرفته است . ترديد نيست كه بعثت پيامبر در محيطى ديگر ، دفتر وحى را رنگى ديگر مىزد . و بدون آنكه ذرهاى از فروغ و فخامت آن پيام بكاهد ، او را از اشاره كردن به ستوران و حوران بى نياز مىكرد . همچنين است واژههاى غير عربى بسيار ( عبرى ، حبشى ، فارسى ، . . ) كه در قرآن كريم آمده است و عددشان از دويست تجاوز مىكند . از قبيل : مرجان ، ياقوت ، ابليس ، صراط ، سندس ، داد و ستد و رفت و آمد و مناسبات سياسى و عامل عمده ورود اين واژهها در زبان عربى و از آنجا در زبان وحى بوده است .
آية اللَّه صادقى : استفاده از فرهنگ عربى هم تحميلى بر ذات نيست ، اين مثال شما هم كه قرآن نشان از حوران سيهچشم ( و نه زنان چشمآبى ) در بهشت مىدهد ، كاملًا اشتباه است ، زيرا قرآن فرموده است : « حور العين » به معناى زنان چشمدرشت و نه سيهچشم ، كه اين درشتى چشم مىتواند سياه ، آبى يا هر رنگ ديگرى باشد . شما حتى به لغت قرآن هم توجه نمىكنيد .
در آيهى « افلا ينظرون الى الابل كيف خلقت » نيز گرچه نام خاص ابل ( شتر ) ذكر شده ، لكن آيات ديگرى نظاره عام به كل آيات را سفارش مىكند : « أولم ينظروا فى ملكوت السّماوات و الارض » كه نظر و دقت در كل آيات الهى را امر مىكند و آيات ديگرى هم مثلًا دربارهى زنبور عسل و نمل و ساير حيوانات نازل فرموده كه در محيط عربستان چندان مهم نبودهاند ، شما چرا به اين قبيل آيات توجه نمىكنيد ؟ « و أوحى ربُّك الى النحل أن اتّخذى من الجبال بيوتاً و من الشّجَرِ و مِمّا يعرُشون . ثمّ كُلى من كلّ الّثمرات فاسلكى سُبُلَ ربِّكَ ذُلُلًا يخرجُ من بطونها شرابٌ مختَلِفٌ الْوانُهُ فيه شِفاءٌ لِلنّاس إنّ فى ذلك لآيةً لِقومٍ يتفكّرون » ( نحل / 69 ) آيا ذكر زنبور عسل براى تفكر در آيات الهى ، استفاده از فرهنگ عرب بوده ، با اين كه زنبور عسل در سرزمينهاى معتدل بيشتر مورد استفاده
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 323
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٣٢٣