ذوات را دربرمىگيرند و به سادگى هم قابل تشخيصاند و ثانياً بهطور كلى نمىتوان گفت عوارض تغييرپذير و جانشينپذيرند ، زيرا بسيارى از عوارض پس از دربرگرفتن ذات ، بههيچوجه قابل تغيير نيستند ؛ مثل سياهى و سفيدى ، بلندى و كوتاهى ، چاقى و لاغرى كه بر انسان عارض مىشوند و حكم انسانيت را تغيير نمىدهند .
بنابراين بعضى عرضيات خود ابدى و غيرقابل تغييرند ، مثل سياهى يا سفيدى كه اگر بر ذات انسانى عارض شوند ، تا آخر عمر تغيير نمىپذيرد . اگر بگوييد اينها جزء خواص ژنتيكى است ، بايد گفت معناى انسان ، ژنهاى او نيست و ژنها فقط صفات و خصوصيات ظاهرى را تعيين مىكنند ، و معناى اصلى انسان و ذات او چيز ديگرى است . بنابراين عوارض تحميل نمىشوند ، بلكه شكل و صورتى براى ذات پديد مىآورند ، مثل زبان براى انسان كه اگر در هر قومى به دنيا آيد ، زبان مادرى او ، همان مىشود ، اما آيا معناى انسان با تفاوت زبان ، رنگ ، قد و جنس او تغيير مىكند ؟ البته براى هركسى پس از شكلگيرى زبان اول ، هرقدر هم تلاش كند كه زبان دومى ياد بگيرد ، بازهم زبان مادرى او قابل تغيير نيست و اين امكان تغيير تنها قبل از وقوع قابل بررسى است . مثلًا زبان عربى كه عارض بر قرآن است ، تا قبل از نزول قرآن ، اگر در سرزمين ديگرى بود ، به همان زبان بود ، اما اكنون پس از تحققش به زبان عربى ، قابل تغيير به زبان ديگر نيست ، تنها ترجمهاش براى تفهيم ساير مكلفان جايز بلكه واجب است ، نه اين كه قرآن جديدى با زبان جديد نازل شود و اينكه قرآن مىتوانست به زبان ديگرى باشد ، نقصى براى آن محسوب نمىشود ، بههرحال خداى متعال براى بيان آخرين شريعت ، زبانى را انتخاب كرده و حتماً حكمتى هم داشته است . گرچه وحى قرآن به هرزبان ديگرى هم بود ، اگر خداى متعال مىخواست به گونهاى نازل مىفرمود كه هم شيوا و رسا باشد و در فصاحت و بلاغتش خدشهاى نباشد و هم نظيرى براى آن ممكن نباشد .
دكتر سروش : نه فقط زبان اسلام ، كه فرهنگ آن هم عربى است . اينكه قرآن نشان از حوران سيه چشم ( نه زنان چشم آبى ) در بهشت مىدهد ، و اينكه آنان را در
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 322
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٣٢٢