تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١

40 ذاتى و عرضى

دكتر سروش : عرضىها ، عرضىاند چون اولًا از دل ذات برنمىآيند ، بلكه برآن تحميل مىشوند و ثانياً تغييرپذير و جانشين‌پذيرند . يعنى يك عرضى مىتواند جاى خود را به عرضى ديگر بدهد ، بدون اين كه ذات دست‌خوش دگرگونى شود . اما اين‌ها بدان معنى نيست كه عرضىها با هم مساوىاند و احكام و مقتضيات يكسان دارند . به‌عبارت ديگر ، عرضىها با تحميل خود بر ذات ، تنگناها و فراخناهايى براى تجلى آن فراهم مىكنند ، لكن اين تنگناها و فراخناها ، از اين عرضى تا آن عرضى فرق مىكنند . . الف . توضيح چندانى لازم ندارد كه در نسبت با اسلام ، عربى بودن عين عرضى بودن است . كافى بود پيامبر اسلام ، ايرانى يا رومى باشد تا زبان دينش پارسى يا سانسكريت يا لاتين گردد . چيزى كه هست اين است كه زبان عربى اينك تنگناها و ويژگىهاى خود را بر وحى محمدى تحميل كرده است . آيةاللَّه صادقى : وجود ذاتى و عرضى در قرآن قابل پذيرش است ، اما نتيجه‌اى كه از آن مىگيريد ، درست نيست . چون اولًا عوارض بر ذوات تحميل نمىشوند ، بلكه تنها