تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
پيدايش احكام جديد نيستند . مثال ديگر راجع به سگ و خوك صحرايى است كه نجس مىباشند . آيا اگر سگ و خوك ، در نمك‌زار ، تبديل به نمك شدند باز هم نجسند ؟ در اين‌جا موضوع به كلى از بين رفته است . چون حكم نجاست مربوط به سگ و خوك است ، نه به نمك . گرچه سگِ نمك شده ، شكل ظاهرى قبلى خود را حفظ كرده باشد ، و لكن چون موضوع عوض شده در حكم موضوع جديد كه نمك است داخل مىگردد . مثالى ديگر : موضوع كنيز و برده كه به كلى از ميان رفته است . اگر كسى كفاره يا ديه‌اى به عهده دارد و بخواهد بنده‌اى را آزاد كند چه كند ؟ آيه مىفرمايد : « فَتَحْريرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ » ( نساء / 92 ) پس آزاد كن گردن‌گيرشده‌ى گرفتارِ باايمان . در گذشته غلامان و كنيزانى بودند كه در جنگ‌هاى دفاعى مسلمين با كفار ، اسير مىشدند و آزادسازى آنان براى كفاره و . . . انجام مىشد . اكنون نيز رقبه و گردن‌گيرشدگان گرفتارِ ديگر ، فراوانند . از جمله مسلمان بدهكار در بند و حبس ، آبرومندان گرفتارِ قرض ، جوانان مبتلا به فقر و تنگدستى و . . . همگى از موضوعات گردن‌هاى گرفتار به‌شمار مىروند . قرآن براى پرداخت كفاره ، لفظ عبد و غلام را به كار نبرده است ، فرموده « فتحرير رقبةٍ مؤمنة » دو شرط در آيه نهاده شده است : اول گرفتار ، دوم مؤمن ، كه به اندازه‌ى كفاره‌ى خود به او بدهيد تا از گرفتارى آزاد شود يا يك زندانى مؤمن و آبرودار نجات يابد . « 1 » مسأله‌ى شُبهه‌ساز جديد اين است كه آيا ممكن است موضوعى پيدا شود و حكم آن معلوم نباشد ؟ اگر چنين شد جعل حكم جديد وظيفه كيست ؟ علما يا حكومت يا منتخبين مردم ؟ جواب اين است كه ، علما ، حكومت ، ائمه و حتى شخص پيامبر نيز قانونگذار شريعت نيستند . زيرا شارع فقط خداست . پيامبر تنها رساننده‌ى شريعت و احكام به مردم است ، و در تعيين حكم ، احدى شريك خدا نيست تا جعل حكم كند . « و لا يُشرِكُ فِى حُكْمِهِ احَداً » ( كهف / 26 ) خدا بر مبناى ربوبيت مطلقه ، حاكميت و ولايت مطلقه‌ى تكوينى
هامش
( 1 ) - توضيحات ديگرى در اين باب در صفحات بعدى آمده است
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 314 | الشيخ محمد الصادقي الطهراني