نه ربّ و رسول است كه در شارعيت با خدا شريك باشد ، بلكه تنها رسول است . رسول يعنى پيامآور و نامهرسان كه نامهرسان حق ندارد در مفاد نامه چيزى كم يا زياد نمايد ، بلكه تنها وظيفهى او سالم رساندن بى كم و كاست همان نامه است . و از آياتى مانند « و لا يشرك فى حكمه احداً » مىفهميم كه خدا احدى را در حاكميت ربانىاش چه در تكوين و چه در تشريع ، شريك قرار نمىدهد . اين سخن كه پيامبر شارع است ، گرچه قائلين ديگرى نيز دارد ، لكن هم بر خلاف عقل است و هم بر خلاف نصوص قرآنى و هم بر خلاف كل آياتى است كه ربانى بودن آنها اين حقيقت را تثبيت مىكند . « ولو كان من عند غيراللَّه لوجدوا فيه اختلافاً كثيراً » كه « لو » در اينجا غير ربانى بودنش را محال دانسته است . چون غير خدا هركه باشد ، حتى اگر رسول منهاى وحى باشد ، در سخنان و انديشههايش تضاد ، تناقض و يا دست كم تكاملى وجود دارد كه قرآن از اين هر سه مبراست .
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 317
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٣١٧