37 تطبيق احكام ابدى با موضوعات
آقاى محمد مجتهد شبسترى : در مرحلهى تطبيق احكام ابدى كلى به موارد خاص ، فقيه چگونه مىتواند موضوع حكم يعنى مورد خاص مورد نظر را بشناسد تا حكم آن را معين كند ؟ . [ هرمنوتيك / 3 ]
در مباحث فقهى به مواردى برمىخوريم كه در آن ، فقها نظر و دقت خود را متوجه « مقام ثبوت » يعنى امكان و عدم امكان جعل حكم معينى نمودهاند و گفتهاند : چون جعل اين حكم قابل تصور نيست ، در مقام « اثبات » يعنى استنباط و اجتهاد نمىتوان اين حكم را از ظواهر استفاده و استظهار نمود . معناى اين مسأله اين است كه فقيه در صورتى مىتواند به استنباط حكم از كتاب و سنّت بپردازد كه قبلًا بداند جعل حكم مورد نظر در « مقام ثبوت » عقلًا ممكن است . بعضى از صاحبنظران مىخواهند به زعم خود اين مشكلات را به شيوهاى ديگر حل كنند . آنها مىگويند ما در صدد برنمىآييم كه جعل حكم ابدى در كجا ممكن و در كجا غير ممكن است ؛ مىگوييم موضوعات احكام تغيير پيدا مىكنند و بسيارى از احكام در كتاب و سنّت به موضوعات ويژهاى مربوط است كه آن موضوعات در عصر ما وجود ندارد و جاى آنها را موضوعات ديگرى گرفته است . دربارهى موضوعات جديد هم اگر از عمومات كتاب و سنّت ، حكمى به دست