تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
باب روايتى از ابى عبداللَّه عليه السلام از امير المؤمنين عليه السلام است كه حضرت مىفرمايد : « لَيْسَ بَيْنَ الرَّجُلِ وَ وَلَدِهِ رِبا وَ لَيْسَ بَيْنَ السِّيِدِ وَ عَبْدِهِ رِبا » مطلقاً ربا بين مرد و فرزندش نيست ، و نيز بين آقا و بنده‌اش ربا نيست . لفظ « لَيْسَ رِبا » : ( ربا نيست ) ، يعنى بين اين‌ها ربا اشكال دارد كه با لفظ « لا ربا » : ( هيچ ربايى نيست ) ، تفاوت دارد ، كه در اين صورت روايت‌هاى « ليس ربا » قابل قبول هستند ؛ اما اگر « لا ربا » و « ليس ربا » را هم به يك معنا بگيريم ، تفاوتى نخواهد بود و هر دو دسته روايت ، مخالف قرآن خواهند بود . 3 - اگر اين دو حالت هم متصوّر نباشند ، مىگوييم : چون اين روايت‌ها در صورت دلالت بر استثنا بر خلاف « حَرَّمَ الرّبوا » است قابل قبول نيست ، مثلًا شراب چون مست كننده است حرام است ؛ ربا نيز چون زياده گرفتن و مفت‌خوارى و ظلم است ، حرام است . آيا اين ظلم نسبت به ديگران حرام است ، ولى نسبت به نزديكان كه بايد مورد محبت و عدالت بيشترى قرار گيرند ، حلال است ؟ وانگهى چگونه مىتواند ربا از زن براى شوهر و از فرزند براى پدر حلال باشد و برعكس آن حرام ؟ يا اين كه ربا و زياده گرفتن براى پدر حلال و براى مادر حرام باشد ؟ در صورتى كه مادر از پدر و زن از شوهر ، محتاج‌ترند ! پس « حَرَّمَ الرّبوا » نصّ است و هيچ قيدى براى اعمال حرام ، نمىتواند وجود داشته باشد ، مگر در حالت ضرورتى كه ناخواسته پيش آيد و خود در ايجاد اضطرار نقشى نداشته باشيد . مىتوان گفت : كل آيات قرآن نصّ است ، يعنى خدا منظور خود را به‌گونه‌اى بيان فرموده كه مكلفين با دقت و جستجو ، حكم مورد نظر آن را بفهمند . گاهى بيان مطلبى ، در مورد خصوصياتِ خدايى است ، اين‌ها جزو نصّ است كه هيچ قيدى ندارد و نمىتواند هم داشته باشد . مانند « انَّ اللَّهَ عَلى كُلِ شَىءٍ قَدِيرٌ » و « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىءٌ » و . . . گاهى هم حكم بيان شده ، ويژه‌ى مكلفينى است كه بايد داراى شرايطى باشند ، مثلًا « احَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ » شامل افرادى است كه بايد واجد شرايط معامله باشند . البته اين شرايط را حتماً بايد از قرآن يا سنّت قطعيّه به دست آوريم ، نه اين كه از خارج
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 306 | الشيخ محمد الصادقي الطهراني