تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
است . با اين كه در قوانين بشرى هم اصلًا قيد موقت يا دائم وجود ندارد ، لكن هيچ كسى نمىگويد قوانين مصوب در هر كشورى دائمى است ، زيرا از قبل پذيرفته‌ايم بشر و قوانينش موقتى و محدود و ضعيف و از بين رفتنى هستند ، اگر بپذيريد كه دوام قانون به دوام قانون‌گذار بستگى دارد ، « 1 » بايد بپذيريد كه به علت ابدى و مطلق بودن قانون‌گذار ، قوانين الهى نيز ابدى و مطلق هستند مگر آن كه خود قانون‌گذار ابدى ، قانون خود را تغيير دهد . اگر در زمانى كل عقلا به‌عنوان قانون‌گذاران بشرى ، جمع گردند و قانونى را تصويب كنند و حتى قيد كنند اين قانون دائمى است ، پذيرفته نيست ، زيرا بشر غيرمطلق و غيرابدى است . اما اگر قانون‌گذار ابدى قانونى را نازل كند و قيدى نياورد ، آن قانون به حساب ابدى و مطلق بودن قانون‌گذار ، ابدى و مطلق مىباشد ، و تنها در صورتى كه خود قانون‌گذار ابدى تصريح كند يا قرينه‌اى بياورد كه اين قانون موقت است ، موقت بودن آن مورد پذيرش است ، و در ساير احكام و قوانين كه قيدى ندارند ، ابدى بودن پابرجاست . كسانى كه كل قوانين و احكام قرآنى را موقت مىدانند ، مگر آن كه دائمى بودن آن ثابت شود ، دو دسته‌اند : عده‌اى با اصل دين مخالفند و با شعار دين افيون توده‌هاست و شعار مقابله با ارتجاع و كهنه‌گرايى دينى و نفى وحى و ماوراء طبيعت و خالق جهان و شرع و . . . خواهان بىدينى و آزادى حيوانى و . . . هستند . عده‌ى ديگرى از مسلمانان و حتى بعضى از انديشمندان نيز به نوعى ديگر از آن طرف افتاده‌اند مثلًا ايشان با ديدن عجز و ناتوانى فقه ، كلام ، فلسفه و عرفانِ به ظاهر اسلامى ، در اين فكر فرورفته‌اند كه عيب و نقص از كجاست ؟ و چرا حوزه‌هاى ما ، علماى ما جواب قانع كننده‌اى براى بسيارى از شبهات ندارند و . . . در آخر به اين نتيجه رسيده‌اند كه عيب از خدا نيست ، از دين او هم نيست و اگر بگوييم نقص از بشر و علماست ، عقلانيت خود را نفى كرده‌ايم . پس به‌ناچار چنين تئورى داده‌اند كه همه
هامش
( 1 ) - قانون براى جامعهء معينى وضع مىشود نه براى همهء جامعه‌ها و دوام قانون بستگى به استمرار اعتبار قانون‌گذار دارد و تا قانون ديگرى وضع نشده ، قانون قبلى به قوت خود باقى است . هرمنوتيك / 3 / ص 42
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 301 | الشيخ محمد الصادقي الطهراني