تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
و نادانى دوران جاهليت را نمىنگرند ؟ قوم موسى و عيسى و سليمان و داود و . . . : بسى متمدن‌تر و عالم‌تر و پيشرفته‌تر از اينان بودند . دقت فيزيكى و هندسى اهرام مصر ، تخت عظيم ملكه سبا ، امپراتورى عظيم روم در زمان عيسى عليه السلام و همه‌ى اين شواهد حكايت از دانايى بشر قبل از اسلام دارد ، پس اگر توانايى فكرى بشر مناط ختم رسالت بود ، چرا پيامبر در ايران يا روم زمان خود مبعوث نگرديد كه حداقل نشانى از تمدن به همراه داشتند . دليل ختم رسالت ، بيان آخرين فرامين الهى و اراده‌ى الهى در ختم وحى است ، نه اين كه مردم تا آن روز لياقت بالندگى و خودكفايى نداشتند و از اين به بعد - به تنهايى - با نبود پيامبران مىتوانند گليم خود را از آب بكشند . بنابراين بحث پيامبرپرورى و عدم آن يا تكامل بشر براى حفظ دين توجيهات مناسبى نيست ، زيرا در زمان شريعت آخرين يعنى اسلام ، مردم دوران جاهليت به وضوح تحت سلطه‌ى غرايز بودند و رشد و بلوغ فكرى قابل توجهى هم در آن‌ها ديده نمىشد . ما از خود و يا از بيرون دين هر توجيهى ارايه كنيم ، اشكالاتى خواهد داشت ، بلكه بايد از كتاب و سنّت و ماهيت اسلام كه آخرين شريعت است ، بفهميم كه قرآن ابديت دارد و تغيير و تبديل‌پذير نيست : « وَاتْلُ ما اوُحِىَ الَيْكَ مِنْ كِتابِ رَبِّكَ لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ و لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً » ( كهف / 27 ) و آن‌چه را از كتاب پروردگارت - قرآن - به سويت نازل شده بخوان ، هرگز تبديل‌كننده‌اى براى كلماتش نيست و به جز او ( قرآن ) هرگز پناهگاهى نخواهى يافت . « لن تَجِدَ » براى نفى ابد در استقبال ، تأكيد محكمى در تغيير ناپذيرى كلمات وحى قرآنى است كه از « لن » استفاده مىشود به‌گونه‌اى محال همه‌گونه پناهندگىهاى رسالتى وحيانى نسبت به حضرتش محال است و هنگامى كه نسبت به آن حضرت كه برترين كل عقلا و انبياست ، چنان جريانى محال باشد ، نسبت به ديگران به‌طريق اولى محال است . پس از اين آيه حقايق زيرين استفاده مىشود : 1 - « مِنْ كِتابِ رَبِّكَ » يعنى قرآن كه مورد تلاوت رسول گرامى است ، نوشته‌ى