تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
پايانى ، ختم وحى و ختم نبوت و رسالت ، و ختم دين است . زيرا دين يعنى اطاعت بندگان از فرامين آخرين شريعت از دين . دكتر سروش : به چه سبب و به چه دليل پيامبر اسلام آخرين پيامبر شد ؟ در اين باره سخنان تأمل‌انگيز بسيارى گفته‌اند ( مجدداً تأكيد مىكنم كه اين سخنان تحليل‌هاى پس از وقوع واقعه‌اند ) . سخنان اقبال در اين باب بسيار صريح است . مىگويد كه ما دو دوران داشته‌ايم : دورانى كه بشر تحت سيطره‌ى غرائز بود و دوران امروزين كه عقل بر غريزه غلبه كرده است . به همين سبب دوران غلبه غرائز كه دورانى پيامبرپرور بود ، درگذشته است . و عصرى دررسيده است كه ديگر پيامبرپرور نيست . تحليل مرحوم مطهرى اين است كه آدميان در دوران پيامبر خاتم به درجه‌اى از رشد و بلوغ فكرى و اجتماعى رسيده بودند كه : الف ) كتاب آسمانىشان را بىتحريف ، حفظ كردند . ب ) برنامه كلى تكاملى خود را توانستند يك‌جا تحويل بگيرند . ج ) ترويج و تبليغ و اقامه‌ى دين و امر به معروف و نهى از منكر را توانستند خود بر عهده بگيرند . د ) علاوه بر همه‌ى اين‌ها قدرت اجتهاد پيدا كردند و بر استخراج فروع از اصول توانا شدند . تا همين‌جا ، خصلت پس از وقوع واقعه بودن تبيين خاتميت ، خواه از سوى اقبال ، خواه از سوى مطهرى ، كاملًا آشكار است . چنين تبيينى مطلقاً قدرت پيش‌گويى ندارد ، يعنى اگر آيات قرآن وبيانات پيامبر نبود ، هيچ‌كس نمىتوانست حكم قطعى صادر كند كه چون بشريت و حيات بدان مرحله ويژه رسيده ، نبوت بايد ختم شود . ! [ ص 119 ] خاتم‌النبيين آمده است اما خاتم الشارحين نيامده است . لذا اگرچه دين خاتم داريم ، اما فهم خاتم نداريم . وگرچه دين كامل داريم ، اما معرفت دينى كامل نداريم . تصديق به اين‌كه اسلام كامل است ، فرق دارد با تصديق به اين كه علم فقه ، تفسير ، اخلاق و . . هم كامل‌اند . هم‌چنان‌كه كامل بودن طبيعت فرق بسيار دارد با كامل بودن علوم طبيعى .