تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
نمىخوردند ، زيرا خود در بالاترين مقامات علمى و معنوى و عملى قرار دارند و غبطه مربوط به كسى است كه از ديگران پايين‌تر بوده و نسبت به بالاتر از خود غبطه مىخورد كه اى كاش من هم به جاى او بودم ! و آيا كسانى از نظر ايمانى بالاتر از عصمت قرار مىگيرند كه انبياء با دارابودن عصمت ، به حال آنان غبطه خورند ؟ و اگر انبياء به مقامى پايين‌تر از خود غبطه بخورند كه نشان از بىعقلى است و انبياء سفاهت نمىكنند ! دكتر سروش : ختميت به دين برمىگردد يا به پيامبر ؟ ختميت صفت پيامبرى است نه صفت دين . پيامبر ما آخرين پيامبر بود ، ولى دين از همان اول آخرين دين بود . قرآن به ما مىآموزد كه دين آخرين ، همان دين اولين است : « شرع لكم من الدّين . . . » [ ص 117 ] آيةاللَّه صادقى : خاتميت وحى ، نبى يا رسول وحى و كتاب وحى هر سه مورد تصريح كتاب و سنّت مىباشد و حتى اگر ادلّه خاتميت منحصر به يكى از اين سه بود ، با خاتميت دو بعد ديگر تلازم داشت . زيرا در صورت خاتميت رسول و رسالت ، اگر وحى رسالتى پايان نيافته باشد ، اين وحى رسالت بعدى ، با چه كسى است ؟ اگر با رسول ديگرى باشد ، كه رسالت پايان يافته است و غير رسول هم كه توانايى دريافت وحى رسالتى را ندارد . دين در كل قرآن به معناى مطلق اطاعت در برابر فرامين الهى است . در مفردات راغب : « الَّدين يقال للطّاعة والجزاء واستُعيرَ للشَّريعة » دين مطلق طاعت و جزاى طاعت و استعاره شده براى شريعت است . دين و طاعت دو نوع رحمانى و شيطانى است و هر كدام داراى دو بُعد دنيوى و اخروى است . دين دنيوى انجام اعمال و اطاعت از خدا يا شيطان است ، و دين اخروى بروز حقيقت و ملكوت اعمال دنيوى است . دين يا طاعت رحمانى در جلوه‌ى پاداش و نعمت ، و دين شيطانى در چهره عذاب و عقاب و نغمت ظهور خواهند داشت . لذا دين اول و دين آخر يعنى اطاعت از خداى متعال در هر زمان . اما اطاعت از خدا در قالب شرايع ظهور مىكند : « شَرَعَ لَكُم مِنَ الدّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَالَّذى أَوْحَيْنا إِليْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ ابراهيمَ و مُوسى و عيسى أنْ أقيمُوا الدّينَ و لا تَتَفَّرقُوا فيه »