« فَاتَّبِعْ قُرآنَه » پس پيروى كن خواندنىاش را » . نه خواندنىهايش را .
شما اگر مىخواهيد تابع قرائات هفت يا ده و يا هرچند باشيد ، بدانيد كه قرآن تنها يك قرائت را جايز مىداند . اين قرائت واحده ، همان قرآنى است كه خداى تعالى خود آن را محافظت فرموده و نامش نيز « قرائت قرآن به روايت رسولاللَّه از جبرئيل از خداى تعالى » است و اگر چه به نامى ديگر مشهور شده است ، لكن خداى تبارك و تعالى به نافع ، ابنكثير ، حمزه ، كسايى ، حفص و عاصم و سايرين نيازمند نبوده تا به وسيلهى آنها قرائتِ قرآنش را حفظ كند ، بلكه با قدرت لايزالى خويش ، خود محافظ قرآن و نحوهى قرائت آن بوده و خواهد بود .
اگر گفته شود شما قرائت حفص را محور قرار دادهايد و ساير قرائات را ردّ مىكنيد ، پاسخ اين است كه اولًا قرائت منسوب به حفص ، قرائت متواتر قرآنى از رسول گرامى است ، ثانياً اين قرائت تنها از حفص هم نرسيده ، بلكه از عموم مسلمانان و حافظانى كه در حفظ قرآن و نقل سينه به سينهى آن تلاش كردهاند ، نيز رسيده است ، گرچه نامى از ساير حافظان و قاريان متواتر در ميان نيست ، ولى در اصل ، برحسب نقل متواتر اين قرائت از رسولاللَّه و ائمهى اهل بيت عليهم السلام او وارد و تصديق شده است . پس اين قرائت متواتر قرآنى ، چه به كسى نسبت داده شود يا هرگز منسوب به كسى نباشد ، به دليل تواتر فوق تصوّر آن ، همان قرائت اصلى قرآنى است . ثالثاً قرائتهاى ديگر نه تنها بين خود اختلاف ، تناقض و تضادّ دارند ، بلكه حتى آيات خود قرآن را نيز با آيات ديگر داراى تناقض نشان مىدهند ، با اين كه در قرآن هيچ تناقضى نيست . بنابرايندر قرائات مختلف قرآن ، افزون بر اختلافات لفظى ، تضادّهايى معنوى نيز هست ، و اين خود سر از تضادّ وحيانى قرآنى برون آورده و آن را از حجيّت و قاطعيت مىاندازد كه بر خلاف صيانت كلّى ربّانى نسبت به قرآن از نظر آياتى چند است كه گذشت .
حديث « سبعة احرف » و ساير روايات در قرائات مختلف ، طبق روايات عَرض ، بايستى با قرآن متواتر موجود سنجيده شود ، سپس با اين سنجش مىگوييم : مقصود از آن ، معانى باطنى قرآن برمبناى ظاهر مستقرِّ غير متضادّ با بطون در هفت مرحلهى
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 282
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٢٨٢