چنان است كه در كل زمانهاى تكليفى از آغاز نزول قرآن تا انقراض جهان معجزهاى ربانى باشد ، بلكه هر اندازه عقل و علم ، ترقى و تعالى و تكامل بيشترى داشته باشد ، وحيانى بودن قرآن بهگونهاى والاتر نمايان است ، از اين رو ما در قرآن هرگز آيهاى دربارهى حضرتش نسبت به اعجاز برونى نداريم ، قضيهى معراج هم چندان براى ديگران محسوس و ديدنى نبوده و مانند شقالقمر كه آن هم براى كل تاريخ و همگان و حتى همه كسانى كه در آن دوران در افق حجاز بودهاند ، معلوم نبود ، با اين كه معجزه رسالت بايد براى كل مكلفان آشكار باشد ، تا چه رسد رسالتى ابدى ، بر اين مبنا دعوى رسالت حضرتش صددرصد برمبناى معجزهى ابدى قرآنى ثابت است ، و چنان كه در آياتى چند مشاهده مىگردد ، گروهى از كافران از حضرتش مطالبه معجزاتى ديدنى و محسوس مانند معجزات ساير پيامبران مىكردند و پاسخ حضرتش اين بود كه نخست آيات و معجزات رسالتى در انحصار علم و قدرت خداست ، و هرگونه كه بخواهد آنها را فرومىفرستد ، وانگهى قرآن خودبهخود معجزهى ابدى است كه در طول 23 سال نزولش چه در گرفتارىهاى سخت مكى و چه در مدينه ، چه در جنگها و چه در صلحها ، در راحتىها و ناراحتىها از نظر لفظى و معنوى همسان و همانند بدون هيچ تضاد يا تناقضى و حتى بدون هيچگونه تكاملى وارد شده ، و ما مىبينيم كه بزرگترين دانشمندان جهان در سخنان و نظراتشان تضادها و تناقضها و يا تكاملهايى بىوقفه وجود دارد ، و اين ويژگى مخصوص قرآن كريم است كه تا به حال هيچگونه تضاد ، تناقض و تكامل و سخن خلافى در او مشاهده يا به اثبات نرسيده است و همين ويژگى از جمله ادلّهى محكمى است كه نمىتواند از غير حضرت اقدس الهى صادر شده باشد ، براين مبنا آفتاب آمد دليل آفتاب ، قرآن خود دليل بر وحيانى بودن خود و رسالت آورندهاش در حد اعلاى رسالت است و بالاخره يا بايد رسالت حضرتش را برمبناى نداشتن معجزات برونى انكار كرد ، و يا برمبناى آيات قرآنى آن را پذيرفت كه پذيرش قرآن در بُعد وحيانى بودنِ قرآن براى عاقلان و خردمندان و كاوشگران قطعى است .
و اين سخن كه وحى بر مبناى تجربه است از بنياد باطل است ، زيرا تجربه اعّم از امور
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 265
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٢٦٥