سبب سورهها و آيههاى مكى كوتاهاند ، اما آيهها و سورههاى مدنى بلندترند .
[ تجربهنبوى / ص 12 - 10 ]
هرجا سخن از تجربه مىرود ، سخن از تكامل تجربه هم درست است . هرجا سخن از مجرب شدن است ، سخن از مجربتر شدن هم رواست . و اين امر در هر تجربهاى جارى است . فىالمثل در عابد و عبادت ، هرچه عبادت افزونتر شود ، عابد شكوفاتر مىشود و هرچه عابد شكوفاتر شود ، عبادتش ژرفتر و روحانىتر مىشود . پيامبر صلى الله عليه و آله نيز كه همه سرمايهاش شخصيتش بود ، اين شخصيت ، محل و موجد و قابل و فاعل تجارب دينى و وحيى بود . و بسطى كه در شخصيت او مىافتاد ، به بسط تجربه و ( بالعكس ) منتهى مىشد و لذا وحى تابع او بود ، نه او تابع وحى . و به حكم : « و ما رَمَيْتَ اذْ رَميتَ و لكنَّاللَّهرمى » ( انفال / 17 ) كلامش حق بود ، او نه تابع جبرئيل ، كه جبرئيل تابع او بود و ملك را او نازل مىكرد و در جايى هم كه مىخواست و مىتوانست از او در مىگذشت .
به اشاره بگويم كه كلام پيامبر را عين كلام بارى دانستن ، بهترين راه براى حلّ مشكلات كلامى تكلّم بارى است . [ تجربه نبوى / ص 13 ]
داد و ستد پيغمبر با بيرون از خود قطعاً در بسط رسالت او و در بسط تجربه پيامبرانه او تأثير داشت . يعنى اين دينى كه ما به نام اسلام مىشناسيم ، يكبار و براى هميشه بر پيامبر نازل نشد ، بلكه به تدريج تكوّن پيدا كرد و دينى كه تكوّن تدريجى دارد ، حركت و حيات تدريجى بعدى هم خواهد داشت . [ تجربه نبوى / ص 16 ]
آيةاللَّه صادقى : قراين دعوى رسالتگاه برونى است مانند معجزات تمامى پيامبران صلى الله عليه و آله جز رسول گرامى صلى الله عليه و آله اسلام و گاه عمدتاً درونى است كه سخنان وحيانى قرآنى حضرتش خود دليل بر ربانى بودن آنهاست چنانكه آياتى مانند « أولم يكفهم أنا انزلنا عليك الكتاب يتلى عليهم » شاهدى بايسته و شايسته بر وحيانى بودن قرآن و رسالت آورنده آن مىباشد . وانگهى خود آيات قرآنى دلالت لفظى و معنوى بر وحيانى بودن آنها دارد ، چنانكه آياتى كل مكلفان را نسبت به آوردن مانند قرآن يا ده سوره و حتى يك سوره از آن مورد تحدّى و تعجيز قرار داده است و مقتضاى رسالت آخرين نيز
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 264
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٢٦٤