تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
الّاوَحىٌ يوحى » ( نجم / 3 ) ال در « الهوى » جنس هواهاى غيروحيانى است ، يعنى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از جنس هواهاى عقلانى ، نفسانى ، شورايى و . . . دور است و حتى بر مبناى عقل خود نطق و سخنى ندارد ، تا چه رسد با نفس و شورا ، چنان كه « إنْ هُو الّا وَحىٌ يوحى » نطق رسالتى حضرتش را در انحصار وحى برونى ربانى دانسته است . در اين‌جا « يوحى » فعل مجهول است كه ضمير « هو مستتر » نايب فاعل و به « وحىٌ » برمىگردد كه وحى و موحى قرآن است ، موحى خدا و موحىاليه رسول گرامى است . و قرآن ، نتيجه‌ى مثلث وحيانى است . اما در اين سيستم جبرئيل اين كلام را مستقيماً از خداى متعال مىشنود ، به اين صورت كه خدا با خلق اصوات وحيانى قرآن براى جبرئيل ، او را آگاه به الفاظ و عبارات قرآن كرده و جبرئيل نيز همان الفاظ و عبارات را بر قلب رسول اسلام صلى الله عليه و آله القاء مىكرد : « نزل به روح الامين على قلبك » . خداى متعال بنابر حكمت و مصلحت ربانى ، جبرئيل را واسطه در وحى قرار داد و اگر مىخواست بدون جبرئيل هم مىتوانست الفاظ و عبارات قرآن را مستقيماً بر قلب پيامبر القاء كند ، چنان كه برتر از آن را كه وحى در شب قدر و معراج است ، بر حضرتش بدون واسطه نازل كرد .