تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣

29 تجربه نبوى

دكتر سروش : اگر پيامبرى به معناى نزديك‌تر شدن به عوالم معنا و شنيدن پيام سروش‌هاى غيبى ، يك تجربه است ، در آن صورت مىتوان اين تجربه را افزون‌تر ، غنىتر ، و قوىتر كرد . يعنى همان‌طور كه هر تجربه‌گرى مىتواند آزموده‌تر و مجرب‌تر شود ، هنرمند ، هنرمندتر و عارف ، عارف‌تر و مدير ، مديرتر شود . اگر اين سخن بر گوش شما گران مىآيد ، به تعبيرهايى كه قرآن درباره‌ى وحى و پيامبر دارد نظر كنيد ، خداوند به پيامبر دستور مىدهد كه از من افزونى دانش را طلب كن : « و قل ربّ زدنى علماً » ( طه / 113 ) و اين علم كشفى مندرج در ماهيت وحى و پيامبرى است . چنين بود كه تجربه پيامبرانه مرتب تكرار مىشد ، نه اين‌كه فقط يك‌بار وحى بر پيامبر آمده باشد يا فقط يك نوبت به معراج رفته باشد و باقى عمر بر سر آن گنج بنشيند و از آن خرج كند ، بلكه باران رحمت وحى مستمراً بر او مىباريد ، و او را طراوت و شكوفايى بيشتر مىبخشيد . لذا پيامبر تدريجاً هم عالم‌تر مىشد ، هم متيقن‌تر و در يك كلام پيامبرتر . ابن‌خلدون در باب وحى . مىگويد پيامبر صلى الله عليه و آله به تدريج تحمل بيشترى نسبت به وحى پيدا مىكرد . ابتدا وقتى آيات قرآن بر او نازل مىشد ، به سرعت تحمّلش به پايان مىرسيد . به همين