تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
بعضُها فوق بعض » بود ، چنين آينده‌نگرىهايى دقيق و علمى داشته باشد . آيا بيان اين مسايل و مطالب علمى مطلق و معجزه نيست ؟ كسى كه بگويد نشانه‌ى وحيانى بودن سخن ، تنها غير عادى بودن آن است ، در جواب مىگوييم : حافظ نيز غير عادى سخن گفته است ؟ آيا وحى است ؟ تا كنون كسى نتوانسته سبك عميق و دقيقى مثل حافظ بياورد ! حتى مولوى با اين كه او هم بىنظير است لكن به پاى موجز و مختصرگويى حافظ نمىرسد . غير عادى بودن سخن به هيچ وجه دليل بر وحيانى بودنش نيست بلكه به‌طور كلى مطلق بودن و معصوم از خطا و نقصان بودن كلام نشان دهنده مصدر عصمت ربانى است . « 1 » درست است كه باواسطه بودن به تنهايى معيار الهى بودن نيست ، اما با سبكى كه خداى متعال دارد و وحى قرآن‌كريم را با آن سبك به رسول گرامى القاء كرده است ، با واسطه‌ى حضرت جبرئيل امين بوده است ، و اين نيز خود از معيارهاى وحيانى بودن سخن مىباشد ، زيرا اگر كلامى با واسطه‌ى فرشته و ملك بيايد ، قطعاً آن سخن قدسى و الهى است ، چراكه فرشتگان نيز معصوم از خطا و حتى عارى از انواع شهوات عقلانى و نفسانى هستند ، و پيام‌آورى ملائكه يقيناً عارى از خطا و اشتباه و از جانب حضرت حق مىباشد . شما نمىتوانيد از خود تصوراتى در نظر بگيريد و بگوييد شايد خود رسول هم داراى رأيى و كشفى بوده است ، رأى و كشف پيامبر صلى الله عليه و آله دو گونه است : 1 - نظرات عقلانى ، علمى و حسى آن حضرت به عنوان ( بشر مثلكم ) كه مطلق نيست . 2 - نظرات وحيانى كه تنها از سوى خداست و مطلق مىباشد و پيامبر به‌عنوان رسالت هرگز نظرات نخستين را نه براى خود و نه براى ديگران هرگز به ميان نمىآورده است . اگر سخنى از ايشان درباره‌ى رسالت و شريعت شنيده شود ، چيزى نيست جز آن كه خداى متعال آن را براى حضرتش ارسال فرموده است : « ما يَنْطِقُ عَنِ الْهوى إنْ هُو
هامش
( 1 ) - با اين‌كه حافظ از نظر ادبى ، صفت شعرى و زيبايى كلام مقام بالايى را به خود اختصاص داده لكن هرگز مطلق نبوده و نيست ، زيرا انحرافات معنوى و عقيدتى بسيارى در اشعارش وجود دارد ، و اصولًا به قول مرحوم مطهّرى ( ره ) - بناى اشعار حافظ ، سعدى ، شمس‌تبريزى و امثال اين‌ها - مبناى غنائى است ، سراسر كتاب‌هايشان پر است از اشعار عاشقانه : فراق يار ، خال لب ، كمان ابرو ، خُم ، باده ، شراب مستى و از اين قبيل ، فلذا اين قبيل اشعار وقتى از نظر محتوى و معنا دسته‌بندى شود ، در رديف اشعار غنائى قلمداد مىگردد . ( خادم‌القرآن )