تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
افرادى بىسواد بود و همگان نيز او را كاملًا مىشناختند . ضمير در « فيهما » به « السموات و الارض » برمىگردد . « و ما بثَّ فيهما من دابَّة » و آن‌چه پراكند در آن دو يعنى در آسمان‌ها و زمين از جنبندگان . چون لفظ ( دابّة ) بر ملائكه شامل نيست ، پس در آسمان‌ها همانند زمين جنبندگانى هستند . حالا اين جنبندگان مانند انسان‌ها عاقلند يا مثل حيواناتند ؟ « وَ هُوَ عَلى جَمْعِهِم اذا يشاء قدير » ضمير « هم » در « جَمْعِهِم » جانداران عاقل را شامل است كه خدا هرگاه بخواهد مىتواند اين‌ها را با هم در يك جا جمع كند . و اين جمع شدن دليل بر اين است كه در آينده‌اى نامعلوم انسان‌ها و عقلاى زمينى با عقلاى آسمانى جمع و برخورد خواهند داشت . « جَمْعِهم » شامل دو جمع شدن و جمع كردن است : 1 - جمع شدن قبل از قيامت به قرينه‌ى درونى همين آيه : « و ما بثَّ فيهما من دابّة » پراكندگى و جمع كردن اين موجودات در دنيا مورد بيان آيه است كه جمع غير مطلق دنيوى است . 2 - جمع مطلق اخروى . كه « جمعهم » بيشتر به دليل « و ما بث فيهما من دابة » بر جمع دنيوى دلالت خاص دارد و بر جمع اخروى دلالت عام . اين آيه در 5 مرحله از انسان‌ها جلوتر است . 1 - بشر هنوز فكر مىكند كه آيا در كرات ديگر آب ، هوا و غذا هست يا نه ؟ 2 - آيا در آن‌ها موجوداتى غير از جمادات هستند ؟ 3 - آيا عاقلند يا جاهل ؟ 4 - آيا توانايى و ابزارهايى در اختيارشان هست ؟ 5 - آيا برخورد و ملاقاتى خواهد بود ؟ بشر هنوز در پله اول و دوم مانده است تا چه رسد به قدم‌هاى بعدى ! در حالى كه همين يك آيه بر پنج مورد بشارت داده است . انسان حتى در علوم تجربى خودش هم هنوز مأموم است تا چه رسد به علوم مطلق الهى ، و در مراكز تحقيقى دنيا در اين‌گونه موارد به قرآن و سنّت توجه خاصّ دارند . هيچ علمى جز علم مطلق خدا امكان نداشت در ظرف و موقعيتى كه جهل و نادانى « ظلماتٌ