است و بشر هيچگاه با فرضياتش نمىتواند قوانين ثابت الهى را به ابطال كشاند .
اگر كل دانشمندان جهان جمع گردند و بخواهند قانونى ، حكمى ، مسألهاى علمى ، اجتماعى ، سياسى ، . . . بياورند كه از آنچه در قرآن است ، بالاتر يا برابر آن باشد ، به جايى نمىرسند . « قُل لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الانْسُ وَالْجِنُّ عَلى انْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرآنِ لا يَأتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعضٍ ظَهيراً » ( اسراء / 88 )
بگو اگر جن و انس گرد هم آيند تا مانند اين قرآن را بياورند نتوانند ، گرچه - بر فرض محال - بعضى پشتيبان بعضى ديگر باشند .
طبق اين آيات ، و همچنين قراين و شواهدى ديگر مثل مطلق ، بىنظير ، بىبديل بودن قرآن ، وحيانى ، ابدى و تغييرناپذير بودن آن را مىفهميم ، معيار ما در وحيانى بودن ، تنها خود قرآن و سنّت قطعيّه است .
معيار تشخيص وحيانى بودن سخن ، تنها غير عادى بودن آن يا ميزان نفوذ آن در جانها نيست ! بلكه قرآن در همهى جهات معجزه است و در همهى وجوه خود والاترين آيه و نشانهى ربانى است . غيرعادى بودن كلام خدا ، نفوذ ايمانى قرآن در قلبها ، حتى فصاحت و بلاغت قرآن ، مطلق بوده و تاكنون و تا ابد كلامى مانند آن نيامده و نخواهد آمد . زيرا قرآن در كل ابعاد مطلق است و بشر غير مطلق ، توان رسيدن به علم مطلق را ندارد . شما جملهاى و مطلبى به ما نشان دهيد كه علاوه بر فصيح و بليغ بودنش بهطور مطلق عارى از هرگونه خطا و نقص و اشتباهى باشد .
پيشگويىهاى قرآن نيز مطلق و نشانهى الهى بودن آن است . يعنى اگر به وقوع چيزى يا حادثهاى در آينده خبر مىدهد حتماً و بىشك وجود دارد و آن حادثه اتفاق مىافتد . مثلًا قرآن در اوايل رسالت پيامبر در اول سورهى روم خبر از غلبهى روم بر ايران مىدهد : « الم . غُلِبَتِ الرُّومُ . فى ادْنَى الْارضِ وَ هُم مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُون . فىبِضْعِ سِنينَلِلَّهِ الأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ و يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ المُؤمِنُونَ »
روميان در نزديكترين زمين - به مكه - مغلوب شدند و هم ايشان پس از آن غلبه خواهند كرد در خلال ساليانى اندك ، كار براى خداست از پيش و پس و در چنان هنگامى
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 258
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٢٥٨