تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
منتسب كرده‌اند ، حال اگر با استناد به شك مستند خود مىگوييد قرآن از جهات مختلف ابدى ، يا مطلق نيست ، پس سوره‌اى مثل آن بياوريد تا ما مطمئن شويم « كلام خدا » با « كلام بشر » يكسان است ، و در بيان قوانين علمى و اجتماعى و ساير جهات ، تفاوتى با آن ندارد . از آنجا كه قرآن را تنها قرآن معنا مىكند ( سورة ) را نيز فقط قرآن معنا مىكند : « فَضُرِبَ بَيْنَهُم بِسُورٍ لَهُ بابٌ باطِنُهُ فيهِ الرَّحْمةِ » ( حديد / 13 ) سور به معناى ديوارى است كه دور تا دور ساختمان‌هايى كشيده شده است و آن‌ها را از ديگر ساختمان‌ها جدا مىسازد ، و ( سورة ) ديوارك است . سوره در قرآن ، آيه و يا مجموعه‌ى آياتى است كه از نظر ادبى و معنوى نسبت به قبل و بعدش مستقل باشد ، كه مرحله به مرحله ، از كلّ قرآن تا آياتى چند را شامل است . علىاىّحال ، منظور از آوردن مثل قرآن از هر منظرى ، اين است كه مطالبى و آياتى بياوريد كه نقض و تكامل‌پذير نباشد ، خلود و ابديت داشته باشد ، براى كل زمان‌ها و زمين‌ها ، جن و انس ، زن و مرد و . . . مفيد باشد ، و ساير خصوصياتى را كه قرآن دارد داشته باشد ، و به‌طور كلى جامع و مانع مطلق باشد . البته شايد بگوييد علوم مطلقِ غير قرآنى هم داريم ، مثل حساب اعداد كه مطلق بوده و هيچ‌گاه نقض نمىشود ، مىگوييم : اولًا علوم مطلق غير قرآنى جزء تكوين هستند و ثانياً تشريع و تكوين يكديگر را تأييد مىنمايند ، اما اگر منظور شما اين است كه بعضى از علوم بشرى - جداى از تكوين و تشريع - بىترديد و قطعاً مطلق باشند ، پذيرفته نيست ، چراكه عقل بشرى احتمال خطاى بسيار دارد . حتى در علوم تجربى كه قرآن در آن‌ها بياناتى دارد ، علم و عقل بشرى بايد مطيع باشد ، مثل آيات خلقت حضرت آدم عليه السلام كه از خاك آفريده شد ، فرضيه‌هايى مثل داروينيسم پذيرفته نيست و ما اعتقاد داريم كه قرآن هيچ‌گاه نقض و ابطال نخواهد شد ، نبايد نگران باشيم كه ممكن است ، اين‌گونه فرضيه‌هاى اثبات نشده ، روزى اثبات و قرآن خدشه‌دار خواهد شد . كلّا و حاشا . . . ما معتقديم كه آن‌چه قرآن به آن‌ها تصريح دارد ، مجاز يا سمبوليك نبوده و حقيقت محض
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 257 | الشيخ محمد الصادقي الطهراني