كريم را بدون هيچگونه پيشفرض و تحميل با دقت مطالعه مىفرمودند . جواب همه سخنان ، آنچه كه گفتهاند ، آنچه كه مىگويند ، آنچه كه بعداً خواهند گفت را قبلًا قرآن كريم آماده نموده است ، من توجه مىدهم آقايان را به آيات كريمه سورهى « نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الامينُ عَلى قَلبِك » ( سورهى شعراء / 194 ) « قل نزّله روحُ القدسِ من ربِّك بالحق » ( سورهى نحل / 102 ) كه اين روح القدس و روح الامين هر دو جبرئيلاند ، چنان كه رسول گرامى ، واسطهى وحى ربانى براى مكلفان است ، جبرئيل نيز واسطهى اين وحى بر رسول گرامى است . طبق اين آيات ، حضرت جبرئيل واسطهى ارسال وحى قرآنى بر قلب پيامبر بزرگوار صلى الله عليه و آله بوده و اگر اين واسطه در كار نبود ، چه بسا ، بعضى از عاميان حضرت رسول گرامى صلى الله عليه و آله را خدا مىخواندند و با اين كه خداى متعال مىتوانست وحى مفصل را نيز بدون حضور و ارسال ملكى ، مستقيماً بر قلب پيامبر القاء نمايد ، لكن براى جلوگيرى از اين تصور كه پيامبر را خدا بدانند ، با واسطهاى چون حضرت جبرئيل عليه السلام وحى قرآن نازل فرمودند ، در اينجا هم مَلَكِ مأمور ارسال وحى قرآن ، يعنى حضرت جبرئيل عليه السلام معصوم است و هم گيرندهى وحى قرآن يعنى پيامبر صلى الله عليه و آله ، معصوم است ، بنابرايناگر هريك در گرفتن وحى و القاء و ابلاغ نعوذبااللَّه دچار خطا و اشتباه شوند ، خيانت در وحى ربانى كردهاند و از عصمت خارج خواهند شد .
سخن وحيانى خداى تعالى دو بعدى است : نخست معناى علمى آن در نزد خداست كه بعد ازلى و قديم آن است . زيرا خداى تعالى به همه چيز از جمله به قرآن كريم علم مطلق داشته است . دوم مرحلهى حدوث وحى است . حدوث وحى عبارت از خلق صورى آن معناى ازلى و قديمى است كه اين خلق صورى به شكل خلق الفاظ ، رسم ، تعبير ، اصوات يا كلام است . بنابراينالفاظ و تعابير وحى ، عين كلام مخلوق خداست ، گرچه عين معناى ازلى آن نيست . زيرا علم ازلى همان علم ذاتى الهى است كه ظهور آن محال است . پس حدوث وحى ، خلق صورى همان معناى ازلى در علم ذاتى الهى است .
بنابراينخداى متعال براى شنيدن جبرئيل يا هر ملك ديگرى ، الفاظ را به شكل اصوات و كلام يا هر نوع ديگر خلق كرد و به ملكِ مخصوص خود القاء فرمود و او را مأمور كرد
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 255
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٢٥٥