تا بدون هيچگونه كم و زياد عيناً آن را به رسولش برساند تا رسولش نيز وحى الهى را عيناً تحويل گرفته و همانطورى كه هست به مكلفان برساند . فلذا نه جبرائيل و نه رسولاللَّه صلى الله عليه و آله هيچكدام حق ندارند حتى يك كلمه از آن را كم يا زياد نمايندكه : « مايَنطِقُ عَنِ الهَوى ان هُوَ الِّا وحىٌ يُوحى » « و ما عَلَى الرَسُول الا البلاغ و نيز لَوْ تَقَوَلَ عَلَينا بَعض الاقاويل . . . » شاهد و ناظر بر همين مُدّعى است . ملك مقرب الهى ، آن را براى رسول بازگو نمود . در اين ميان هيچ واسطهى ديگرى چون عقل فعال چيزى ديگر وجود نداشت . عقل رسولان و انبياء از جنس عقل ساير انسانهاست با اين تفاوت كه با نور ايمان وحيانى مزين است و از هرگونه غبار جهل و ظلمت و از هرگونه شهوت عقلانى ، نفسانى ، شورايى ، شيطانى و روحانى مبراست ، و از نظر درك مطالب نيز در بالاترين و قدرتمندترين عقلهاى زمان خود براى دريافت وحى است ، و عقل رسول و نبى خاتم ، والاترين عقل كل جهانيان در طول تاريخ است . لذا اينان بدون هر شائبه و تحميلى وحى را دريافت كرده و آن را به مكلفان ابلاغ نمودهاند .
افزون بر اين ، خود قرآن كريم فى نَفْسِه دليلى است قاطع بر وحيانى بودنش كه در آن هرگز اختلافى در لفظ يا معنايش وجود ندارد و با ترقى عقل و علم مكلفان ، وحيانى بودنش قطعىتر مىگردد ، و در مرحلهى ديگر نيز نزول جبرئيل معصوم ، دليل است بر عصمت ربانى بودن وحى قرآنى .
وحى قرآن ، ابدى و مطلق است و راه نجات ما در آن است . ما وحيانى و ابدى بودن سخن را از مطلق بودنش مىفهميم ، از اعجاز همهجانبهاش ، از فصاحت و بلاغت بىنظيرش و از ادعاى بى پاسخ قرآن در اين 14 قرن پس از نزول . « وَانْ كُنْتُم فى رَيبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بسوُرةٍ مِن مِثلهِ . » ( بقره / 23 ) اگر هر گونه شك مستندى داشتيد در آنچه بر بندهى خويش نازل كرديم ، پس سورهاى مثل قرآن بياوريد .
« ريب » در كل قرآن به معناى شك مستند مىباشد كه از شك غير مستند ، قوىتر است ، شك بىپايه و اساس ، همان وهم و گمان است ، ولى ريب ، آن است كه با استناد به فرضياتى نسبت به قرآن ايرادى بگيرند ، مانند همين ريبهاى ادعايى كه به قرآن
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 256
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٢٥٦