مرموز و خفىّ را كه رسول بايد به مردم برساند به دو نوع كلّى به آنها القاء نموده است :
وحى باحجاب و وحى بىحجاب .
وحى باحجاب نيز گوناگون است . وحيى كه در خواب است مثل وحى به ابراهيم خليل در خواب ، كه فرزندش را ذبح كند . آن حضرت بهاندازهاى تسليم حق بود كه حتّى علت ذبح هم در ذهن مباركش خطور نكرد و اصلًا نپرسيد چرا ؟ با اين كه ذبح فرزندى چنان بزگوار - با هيچ عقل و منطق بشرى سازگار نيست . لكن چون امرِ خدا بود ، حضرت ابراهيم عليه السلام نيز مطيع محض بود : « فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْىَ قالَ يا بُنَىَّ انّى ارى فِى الْمَنامِ أنّى اذْبَحُكَ فَانْظُرْ ماذا ترى قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنى انْ شاءَاللَّهُ مِنَ الصابرينَ . فَلَمَّا أسْلَما و تَلَّهُ لِلْجَبينِ و ناديْناهُ أنْ يا ابراهيمُ قد صَدَّقْتَ الرُّؤْيا انّا كَذلِكَ نَجْزِى الُمحسِنينَ ) « صافات / 106 - 102 »
پس چون با او آن سعى و كوشش را به خوبى انجام داد گفت : فرزندم ! در خواب مىبينم كه تو را بى چون ذبح مىكنم ، پس بنگر چه مىبينى ( و نَظَرِ تو چيست ؟ ) گفت :
پدرم آنچه مأموريت دارى انجام ده مرا به خواسته خدا از صابران خواهى يافت پس چون هر دو در برابر خدا تسليم شدند و او را به چهرهاش بر زمين افكند و او را ندا در داديم : اى ابراهيم ! خوابت را بىگمان راست آوردى . ما همچنان نيكوكاران را پاداش مىدهيم .
و نوع ديگر از وحى باحجاب ، وحى به وسيله و واسطه درخت است مثل وحى به حضرت موسى عليه السلام از درخت و يا اينكه وحى به وسيله جبرئيل يا با لفظ و ايجاد صوت يا با ايجاد نوشته است . اينها حجابهايى هستند كه در قالب اين حجابها وحى رسالتى فرستاده شده است .
اما خداى متعال بالاترين درجه و قلّهى وحى را به صورت بىحجاب ، بر پيامبرى كه قلبش ، قُلةالقللِ عقلها و قلبهاست ، نازل فرموده است و آن قلب رسولاللَّه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله است كه وحى متنى و كلّى قرآن ، بدون هيچگونه حجابى بر قلب آن حضرت وارد شده است ، مگر حجاب ذات حقّ كه هرگز بر طرف شدنى نيست . و آن معناى و الا با
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 250
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٢٥٠