مرحلهى چهارم : وحى رسالتى يا حكمى كه شامل بيان احكام عمومى و خصوصى است . چه چيزى واجب ، مستحب ، مباح يا حلال است . اين پنج نوع حكم و مخصوصاً دو حكم سلبى و ايجابى در بيان واجبات و محرمات و بيان ساير حقايق وحيانى و ربّانى ، وحى رسالتى و حكمى است و در انحصار پيامبران مىباشد كه خود داراى مراتبى هستند :
اول مقام « نبوئت » است و « نبىء » كسى است كه لفظ پيامبر در مورد او صادق نيست ، لكن خداى متعال احكامى را به او خبر مىدهد و او فرستادهاى براى رساندن اين احكام به ديگران نيست . مثلِ حضرت لقمان كه « نبىء » بود ولى طبق ادلهى قرآن و سنّت ، رسول نبود . يعنى خدا به قلب او وحى مىكرد كه مخصوص خودش بود و اگر هم پسرش را نصيحت مىكرد و احكامى را به او مىگفت ، طبق شريعت تورات بود . البته او احساس نمىكرد كه واجد اذواقى است و طبق احساس عمل نمىكرد ، بلكه از جانب خداى متعال وحى احكام به او مىرسيد و در آن زمان وحى رسالتى نيز خاتمه نيافته بود .
دوم رسول است كه مأمور رساندن احكام و معارف به ديگران است . البته رسولان هم داراى درجات و مراتبى غيرمتضادّ با يكديگر هستند ؛ يعنى بعضى از ايشان بر بعضى ديگر فضيلت دارند ، آن هم فضل و برترى در عبوديت براى خداى تعالى : « تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلنا بعضَهم على بعضٍ » مرتبهى سوم مقام نبوّت است و نبىّ ، رسولِ صاحب درجهى رفيع است .
مرتبهى چهارم مقام ولىّعزم است كه در ميان انبياء بالاترين مرتبه است . مثل مرجع تقليد اعلَم كه در ميان مجتهدين علوّ و برترى دارد . ولى عزم هم در ميان پيامبران مقام عظيمى را داراست ، و مرتبهى پنجم مقام ولىّ اولياء عزم يا خاتم النّبيّين است كه بالاترين و كاملترين وحىها بر او نازل شده است .
وحى الهى بر انبياء هم انواع و مراحلى دارد كه در اينجا لازم است ، انواع وحى رسالتى بر انبياء را توضيح دهيم : حضرت حق سبحانه و تعالى ، وحى يا آن اشارهى
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 249
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٢٤٩