تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
يَعْرُشُون » ( نحل / 68 ) و وحى كرد پروردگارت به زنبور عسل كه از كوه‌ها و درختان خانه‌هايى برگير و نيز از آن‌چه بنا مىكنند . در اينجا وحى با « الى » آمده است كه در مرحله قبل « لَها » بود : « بِأنَّ ربِّك اوحى لَها ) « لَها » : « براى او » متضمّن فهم مخاطب وحى نيست . اما « الى » : « به سوى او » بيان فهم اوليه در زنبور عسل است . حيوانات به اندازه‌ى شعور حيوانى خود ، مضمون وحى و اشاره‌اش را مىفهمند . نه اين كه تمامى وحى را از نظر علمى و عقلى بفهمند ، و نه آن گونه كه كاملًا برايشان مجهول باشد . بلكه نوعى رمز دريافت مىكنند كه ميان علم و جهل مطلق به وحى است و غريزه ناميده مىشود : « و أوحى ربُّك الى النَّحل » و خدايت به زنبورهاى عسل شيوه‌ى دريافت و آماده‌سازى عسل را به صورت رمز و اشاره وحى فرمود ، تا بفهمند از چه راهى و چگونه آن را به دست آورند . « 1 » مرحله‌ى سوم ، وحى عام و خاص ايمانى است : ابتدا وحى عام بر كل مؤمنين : « انَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ المَلائِكَةُ ألَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتى كُنْتُم تُوعَدُون » ( فصلت / 30 ) بىگمان كسانى كه گفتند پروردگار ما خداست سپس - در اين سخن - پايدارى كردند فرشتگان بر آنان فرود مىآيند كه مترسيد و غمگين نشويد و يكديگر را به بهشت موعودتان شاد باش و نويد دهيد . تنها گفتن « ربُّنااللَّه » كافى نيست ، زيرا لفظ به حساب معنا اهميت دارد . زيرا آيه دنباله‌اش ( ثمَّ استقاموا ) مىباشد كه استقامت از درون با فطرت و عقل انسان ، و از برون با عمل است . اگر انسان به لفظى پايبند باشد اما به معنا و عمل پايبند نباشد اعمالش هباءً
هامش
( 1 ) - در اين آيه شريفه در مورد زنبور عسل خداى تعالى خواسته يكى از مصاديق وحى به حيوان را بيان فرمايد . و الا تمام حيوانات اين چنين هستند و از شعور حيوانى كه به وسيله وحى الهى به آن‌ها تكويناً داده شده برخوردارند ، مورچه چنين است ، پرندگان ، خزندگان و ساير جنبدگان نيز داراى شعور حيوانى و وَحىِ مُماثل هستند . ( خادم‌القرآن )
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 246 | الشيخ محمد الصادقي الطهراني