تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
در شريعت اسلام نيز ابتدا احكامى نازل شد و پس از مدتى تعداد انگشت‌شمارى از احكام قبلى نسخ گرديد و هيچ‌گاه در يك زمان واحد ، ناسخ و منسوخ نازل نشد تا مطيعان پروردگار متحيّر بين دو يا چند حكم متضادّ باشند ، بنابراين مكلّفان موظف به اجراى آخرين حكم الهى بوده و هستند . تمامى احكام و معارف در كلّ شرايع و در اسلام دستورهاى الهى است و اطاعت از آخرين اوامر و نواهى صاحب كل شرايع ، پسنديده‌ى عقل و منطق مىباشد . اگر خداى متعال امر فرمود تا امروز چنين كنيد و پس از اين چنان كنيد آيا حكم قبلى را اطاعت مىكنيد يا آخرين فرمان و دستور الهى را ؟ ! پاسخ روشن است . حتى در حوزه‌ى قوانين بشرى نيز هميشه قانون آخر ، معتبر و لازم الاجراست . به عبارت ديگر ؛ آخرين حكم ، ناسخ يا حاكم بر حكم قبلى است - حتى اگر بر ضدّ آن هم باشد - تا چه رسد به اين كه تغييرى جزيى يافته يا تكامل دهنده‌ى آن باشد . خداى قادر متعال ، صاحب شريعت و خالق انسان و مخلوقات ديگر است ، و طبق مصالح و حكمت‌هايى ، احكام ثابت را به شكل‌هاى مختلف تشريع فرموده است . حجّت آخرين او نيز در هر زمانى روشن بوده است . اين اعتراضات بر ساحت مقدس الوهيت به