آنها را تعبدى بپذيريم . اين تعبدات در احكام عبادى ، سياسى ، اجتماعى ، اقتصادى ، نظامى و . . . جارى است . چون بشر هر قدر هم كه پيشرفت كند به علم مطلق نمىرسد و فقط خداى تعالى صاحب علم و قدرت مطلق مىباشد بنابراينهمهى احكامش مطلق و بدون چون و چراست .
در قرآن هيچ لفظى يا عبارتى ، نامفهوم و گنگ نداريم . همهى عبارات و الفاظ بهجز حروف مقطعه قابل فهم همگانى هستند . فهم اين حروف مقطعه نيز با رموز معيّن ، براى پيامبر و ائمه : قابل درك است ، كه در اصطلاح او را علم تأويل ناميدهاند و بطون ساير آيات قرآن نيز با دقت و تقواى شايسته قابل درك همگانى است .
خداى متعال با لفظى عظيم و رحمتى وسيع ، راه آخر را بر ما نمايانده است . در هر زمانى پيامبرى و شريعتى بوده كه همه به همان يك شريعت مكلّف بودهاند . هيچگاه در يك زمان واحد دو شريعت از طرف خدا نازل نشده تا كثرت به وجود آيد . و به هيچ وجه دو حكم متناقض يا متضّاد در يك زمان نفرستاده است تا بنيانگذار پلوراليسم باشد . او يك دين واحد براى كلّ مكلّفان در طول زمان از آدم تا خاتم الى يوم الدين تشريع فرموده است كه اين دين واحد ، داراى اصولى ثابت و تغييرناپذير است و تنها شريعت و چهرهى ظاهرى دين واحد ، به پنج شكل درآمده و در اين شرايع ، تنها صُوَر ظاهرى آن احكام و اصول ثابت ، مقدارى تغيير كرده است . بنابراينخداى متعال كثرت را نمىپسندد و اين تهمت عظيم بر دستگاه ربوبى جاى بسى تأسف و تأمل است . « 1 » حتى
هامش
( 1 ) - قائل شدن به پلوراليسم مطلبى است . استناد آن به خدا متعال مطلب ديگر ، هر دو را خداى تعالى نهى فرموده و حرمت شرعى دارد ، اصولًا تكثرگرائى و پلوراليسم دينى - نه با توحيد الهى مىسازد ، نه با حكمت و نه با فطرت ، نه با تكوين و نه با تشريع ، نه با ارسال رسل و نه با انزال كتب و نه با عقل سليم و شعور انسانى ، چرا عدهاى قائل شدهاند نمىدانم بسى جاى تعجب است . كسى كه در كلاس اول اسلام باشد و اجمالًا با قرآن كريم همدم باشد در قدم اول مىفهمد كه اين سخنان از ريشه باطل است حالا چرا آقايانى كه مدعى علم و عقل و انديشهاند و خود را صاحب نظر و رأى مىدانند چرا ؟ باز هم جاى تعجب بيشتر و بيشتر است در اينجا نيز لازم است شعر قبلى را مكرّر نمايم كه :غفلت همه را زره نشانده * ورنه همه درس خويش خواندهاگر غير عالمى چنين مطالبى را مىگفت و يا كفّار و معاندان چنين سخن مىراندند قابل توجيه بود ، قابل اغماض بود . اما از علماء و مدعيان منطق و انديشه و تفكّر دينى و اساتيد و روشن فكران اسلام چرا ؟ نمىدانم چه بايد گفت ؟ ؟ شما مدعى پلوراليسم هستيد باشيد ، چرا نسبت به خداى متعال مىدهيد و جرم خود را مضاعف و چند برابر مىنماييد ؟ خدايى كه فرمان مىدهد : « وَاعَتِصمُوا بِحَبْلِاللَّهِ جَميعاً وَلاتفَرّقُوا » آيا پلوراليسم ساخته و پرداختهى مغز من و شما حَبلُاللَّه است ؟ خدايى كه مىفرمايد : « انَّ هذا صِراطى مستقيماً فَاتَّبِعُوهُ و لاتَتَّبعُواالسُبُل فَتَفَّرَقَ بِكُم عَنْ سَبيلِهِ » ( سورهى انعام / 153 ) اين جمله لاتتّبعالسُبُل همان صِحَّتِ پلوراليسم و تكثر شماست ؟
خدايى كه در مذمت كثرتگرايى فرمودهاند : « فَتَقَطَّعُوا امرَهُم بَينَهُم زبراً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيهُمْ فَرِحُون » ( سورهى مؤمنون / 53 ) دين را قطعه قطعه و پاره پاره كردهاند و هر حزب و گروه تكهاى را ملتزم شدهاند و از بقيه آن غافل و به اين امر هم خوشحالند بعد هم مىفرمايد اى پيامبر 9 « فَذَرَهُمْ فى غَمْرَتِهِمْ حَتى حِينٍ » يعنى رهايشان كن ؛ بروند گم شوند ، « حتى حين » تا روزى كه به حسابشان برسيم ، حتماً اين آيه شريفه را شما خواندهايد ؟ چرا بايد من و شما و ديگر آقايان قرآن كريم را مثل قرآن خوانهاى كنار قبور بخوانيم و از آن بگذريم ؟ قرآن چه مىگويد من و شما چه مىگوييم ؟ ؟ ؟
به هر حال اين حقير و اين طلبه بى بضاعت و كوچك برادرانه و دوستانه شما را دعوت مىكنم ، بياييد قرآن كريم را برداريم - فقط قرآن را از شهر خارج شويم در يك مزرعه يا كوه و دشتى اطاقكى اختيار كنيم ، دور از حوزه و دانشگاه ، دور از مريد و مرادها ، دور از آموختهها و پيشفرضها قرآن را به دقت مطالعه كنيم خيال كنيم همين الان جبرائيل امين نازل شده و همين آيات را براى ما دو نفر آورده به دقت مطالعه كنيم يقين دارم بعد از يك دوره مطالعه دقيق نظرات ما نسبت به وحى الهى تصحيح خواهد شد كه : « الذينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا » حيف است اين عمر عزيز و گرانبهاى ما صَرف گفتههاى غير مطلق و اقاويل اين و آن شود و هدر رود و از نور قرآن بى بهره بماند ، برادر كوچك شما ، سيدعلى ساداتى ( خادمالقرآن )