مختصراً آياتى مانند « قُل فَلِلَّهِ الحُجَّةُ البالِغَة » حجت الهى را در عرض زمين و طول زمان براى كل مكلفان بالغ و رسا دانسته است كه اگر حجتى از تكاليف الهى در كتاب يا سنّت قطعيّه نابود يا مبهم باشد ، نابالغ خواهد بود ! رواياتى هم كه احياناً از ميان رفته و بهدست ما نرسيده ، حتماً جايگزين اصلى آن در قرآن وجود دارد و اگر همچنين رواياتى از بين برود ، هيچ مشكلى پيش نمىآيد . زيرا رواياتى كه از بين رفتنشان موجب اختلال در حجت رسا و كامل ربانى است قطعاً حفظ شده و به دست ما رسيده است .
هيچ ابهام و سؤال بىجوابى در هيچ يك از ابعاد احكام و تكاليف شريعت اسلام وجود ندارد و سؤالات مطرح نشده در طول تاريخ ، هيچ كدام پرسشِ از احكام نيست ، بلكه موضوعاتى است كه بايد با احكام منطبق گردند . كار ما از يهود و نصارى بسيار سادهتر است . چون آنها بايد دو كوشش و كاوش كنند . اول اين كه بگردند كتاب صحيح و درست پيدا كنند ، چراكه كتابهاشان دچار جعل و نقص و زياده و نقصان است و دوم اين كه بر محور كتاب اصيلشان ، روايات صحيح خود را پيدا كنند . كه در هر دو بُعد ناتوانند . زيرا هيچ ملاك و محك متقنى در دست ندارند . پس بايد در پى وحى و محك تحريف نشدهى ديگرى باشند . مردم و علماى اهل كتاب فقط با تحقيق در وحى آخرين الهى مىتوانند در صراط مستقيم الهى قرار گيرند تا چه رسد به مسلمانها كه در اين اقيانوس بىكران قرآنند و احياناً استفادهاى از آن نمىبرند !
« قرآن » تنها كتاب مطلق و خالص ربانى ابدى است ، و غير مطلق و ناخالص هم فقط اقوال بشرى است كه بدون علم و عقل و درك مطلق نظر مىدهند ، گذشت زمان هم اشتباهات بشر را معلوم و برملا مىسازد ، لكن همه بايد اين مطلب را بفهمند كه با گذشت چهارده قرن هنوز اشتباهى در قرآن اثبات نشده و نخواهد شد .
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 230
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٢٣٠