سنّت قطعيّه ، بازهم عباراتى به اسم معصومين ساخته شده است كه خللى به حجّت بالغهى الهى وارد نمىسازد ، زيرا اولًا قرآن پشتوانهى سنّت قطعيه است و ثانياً خود سنّت قطعيه همسو و همجهت با حجت رساى ربانى به ما رسيده است . بنابرايناشكال شما نيز بىمورد و از روى بىاطلاعى به كتاباللَّه صورت گرفته است .
بيانى ديگر : قدرت الهى در ابقاء وحى آخرين دوبعدى است : يك بعد در حفظ خود قرآن و جلوگيرى از ورود باطل در آن كه در اين صورت كتاب محور و محك است . بعد دوم در حفظ و نگهدارى سنّت قطعيّه در حاشيه قرآن - كه اين دو با هم صددرصد فرامين و احكام الهى را بيان مىدارند .
اما شناخت صدق و كذب روايات و تميز سنّت قطعيّه از غير قطعيّه نيز بسيار آسان است ، چون بهطوركلى روايات سه دستهاند :
1 - روايات موافق قرآن گرچه سند ضعيف داشته باشند ، قبول مىكنيم . زيرا به هر حال موافقِ قرآن ، حقّ است ، و مخالف قرآن باطل ، لكن در صورتى موافق قرآن را به معصوم عليه السلام نسبت مىدهيم كه راوى آن عادل باشد . يعنى اگر متن روايتى موافق قرآن باشد ، به هر حال آن را مىپذيريم . اما اگر راوى آن شخص ظالمى مثل شمر يا معاويه باشد ، روايت را مىپذيريم ، ولى آن را به معصوم عليه السلام نسبت نمىدهيم ، بلكه تنها از باب موافقت با قرآن مىپذيريم . اما اگر راوى آن ، كسى چون زراره يا سلمان باشد ، نسبت آن روايت به معصوم را هم مىپذيريم .
2 - روايات مخالف قرآن را گرچه سند قوى داشته يا متواتر باشند ، قبول نمىكنيم .
زيرا همانطور كه متن بر خلاف قرآن جعل شده ، جاعل براى تثبيت آن ، سند معتبرى را نيز جعل مىكند .
3 - احاديثى كه نه موافق قرآن است و نه مخالف آن . اينگونه روايات را اگر مبدأ قرآنى داشته باشند ، يا در زمينهى احكام شرعى باشند ، چنانچه متواتر باشند ، همانند قرآن از باب « اطيعوا الرسول » قبول مىكنيم . مثل ركعات هفدهگانهى نماز كه مبداء آن « اقيموا الصلاة » در قرآن است و همچنين در حد بسيار بالايى متواتر و علمآور است ، به
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 228
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٢٢٨