پيامبر و ائمه عليهم السلام دو گونه است ، يك نوع اين كه قدرت خدا اجازه ندهد تحريف و جعل و نقصانى در روايات رخ دهد ، چنانكه در قرآن چنين كرده است . در مورد اين مطلب آنچه از مسلمات اسلامى است و حتى خود پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمهى هدى عليهم السلام به آن اعتراف دارند غير از اين است و بهطور قطع جعليات و خرافاتى به نام پيامبر و ائمه در ميان روايات اين حضرات وارد شده است . قدرت خداى متعال بهطور تام و تمام در مورد حفظ قرآن دخالت كرده است . يعنى ايجاب مىكند كه قرآن به عنوان محك و متن اصلى تحريف نشود كه نشده و اصول كلى احكام اصلى و بخش زيادى از مسايل فرعى را هم بيان كند كه كرده است . يعنى قدرت خدا در حفظ قرآن بهگونهاى است كه از قول خدا و به اسم وحى جملهاى ساخته نشود و فصاحت ، بلاغت و مطلق بودن كلاماللَّه ، نمايانگر وحيانى بودن آن است و بشر در مقابله به مثل تاكنون نتوانسته سورهاى يا حتى آيهاى مثل آن را بياورد . يعنى حفظ قرآن هم از جهت سلبى است و هم از جهت ايجابى .
يك قسمت انگشتشمار از فروع احكام مىماند كه بيان كنندهاش سنّت قطعيّه است . آيا اين بخش تكاليف از سنّت قطعيّه ، مانده است يا خير ؟ « 1 »
نوع دوم قدرت خدا اين است كه اين قسم مختصر تكاليف را نيز خداى متعال خواسته براى مكلّفين حفظ شود و الى يومالدين به دست كل مكلفين تاريخ برسد كه مىبينيم رسيده است و گرنه در حجت بالغه و قدرت خداى متعال در مورد حفظ دينش خلل وارد مىشد . قدرت خداى توانا در حفظ سنّت قطعيّه تنها در جهت ايجابى است نه در جهت سلبى . يعنى قدرتش از ساخته شدن جملاتى به اسم پيامبر و ائمه جلوگيرى نكرده است و تنها در جهات ماندن سنّت قطعيّه تا ابد كار ساز است . به عبارت ديگر ؛ با صيانت قرآن از تحريف چيز ديگرى به اسم قرآن نداريم ، اما با وجود حفظ و صيانت
هامش
( 1 ) - عرض مىكنيم : ما در احكام الهى حتى يك مورد هم نداريم كه حكمش در كتاباللَّه و سنت قطعيّه نباشد . همه احكام از تمت علماً و نه ظناً به ما رسيده است ، ما در هيچ بعدى از ابعاد اسلامى هيچگونه نيازى به علوم بشرى و اقوال مختلفه آنها و ظنونى كه آقايان به آنها عمل مىكنند نداريم - سنت قطعيه را از باب ضرورت بين مسلمين و مطابقت با قرآن كريم دريافت مىكنيم ، ديگر روايات را نيز با عرض به كتاباللَّه و سنت قطعيه رسولاللَّه صلى الله عليه و آله صحيح و سقيم را تفكيك مىنماييم و اگر غير از اين بود حق داشتيم ادّعا كنيم كه در حجّة بالغه الهيّه و قدرت مطلقه او نعوذبااللَّه خلل و خدشه است . پس با اين بيانى كه عرض شد ، ادّعاى شما نيز در مورد خلل در فهم دين بىمورد و نابجاست ( مستفاد از جلسات درسى استاد ) ( خادمالقرآن )